‹ 37 › لست ممّن يبكى رسوما محولا
و ديارا اعفى البلاد و طلولا ‹ 53 ›
من نيستم از كسانى كه گريه كند بر تصوير دگرگون شده و منازلى را كه بلا نابود و ويران كرده است .
‹ 38 › جعلت النوح ادمانا
لما نال ابن مولانا ‹ 30 ›
قرار دادم گريه و نوحه سرائى را عادت مداوم خود براى آنچه كه رسيده بر پسر مولايمان .
‹ 39 › هو الحمى و بانه
لا نفرت غزلانه ‹ 37 ›
اوست پناه دهنده و نگهداريكه ، فرار نكند آهوان آن .
پس مجموع ابياتيكه ما بر آن آگاه شديم از اشعار ( خليعى ) ياد شده ‹ 1656 › بيت است .
شايان توجه است :
يافت مىشود در ( اعيان الشيعه ) ج 21 ص 249 ترجمه اى تحت عنوان : شيخ حسن خليعى كه ياد شده پنج بيت از بائيه شاعر ما خليعى كه در پيش ما همه آن را ياد كرديم و مطلعش اينست :
اى عذر لمهجه لا تذوب
وحشى لا يشب فيها لهيب
چه عذرى است براى خون دلى كه آب نشود و چه بهانه ايست براى دلى كه آتش حزن در آن شعله نكشد .