تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
: و خدا تو را عين ( الله ) و جنب ( الله ) و وجد ( الله ) و هادى و رهنما ناميد در وقتى كه شب تاريك و تيره است . : اى صاحبان امارت و امامت در روز غدير كه وقتى تو را پيامبر ولىّ قرار داد عمر بخ بخ ( به به ) گفت . : اگر تو ميخواستى دست ابو بكر براى خلافت دراز نميشد و حكومت بعد از تو به زفر ( يعنى عمر ) نميرسيد . : لكن تو در كارها شكيبا بودى و بر ايشان شتاب نكردى و حال آنكه تو توانا بودى .

شاعر كيست

ابو الحسن جمال الدين على فرزند عبد العزيز پسر ابى محمد خلعى يا ( خليعى ) موصلى حلَّى شاعر و سراينده گرانمايه خاندان رسالت عليهم السلام كه دربارهء ايشان اشعار بسيار سروده و ايشان را ستايش نموده و حق مطلب را اداء كرده و نيست در تمام اشعار موجود او مگر مدح و ستايش و سوگوارى ايشان . وى مردى فاضل و وارد در تمام فنون علمى و تواناى در معارضه كردن بوده شعرش روان و ساده است . ساكن حلَّه شد تا از دنيا رفت در حدود سال 750 و در همانجا به خاك رفت و براى او در آنجا قبر معروفيست . او از پدر و مادر ناصبى به دنيا آمد و قاضى شوشترى او را در كتاب ( مجالس المؤمنين ) ص 463 فرموده : و سيد مازنوزى در روضه اول رياض الجنة گويد : كه مادرش نذر كرد كه اگر خدا به او پسرى
الغدير ( فارسي ) — صفحة 20 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)