من ابوابها .
منم شهر علم و تو دروازه آنشهرى دروغ گويد كسى كه گمان كند كه او داخل مىشود شهر را از غير در خداوند عزّ و جل فرمايد : بيائيد خانهها را از درهاى آن .
از ابن عباس :
انا مدينة العلم و على بابها فمن اراد العلم فليات بابه « الباب » .
من شهر علم هستم و على دروازه آنست پس كسى كه قصد علم دارد پس بيايد از در وارد شود .
و در عبارتى از سعيد بن جبير از ابن عباس است كه فرمودند :
يا على انا مدينة العلم و انت بابها و لن تؤتى المدينة الا من قبل الباب .
اى على من شهر علم هستم و تو دروازه آنشهرى و هرگز وارد شهر نشويد مگر از جانب در .
از جابر بن عبد الله گويد : شنيدم كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در روز حديبيه در حالى كه دست على عليه السلام را گرفته ميفرمود :
هذا امير البرره و قاتل الفجره منصور من نصره مخذول من خذله ثم مدّ بها صوته فقال : انا مدينه العلم و على بابها فمن اراد البيت فليات الباب .
اين امام و رهبر نيكان و كشنده تبه كاران است يارى شود كسى كه او را يارى كند و خوار شود كسى كه او را رها كند . آنگاه صداى خود را كشيد و فرياد كرد : من شهر علم هستم و على دروازه آنشهر
الغدير ( فارسي ) — صفحة 151
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٥١