نعيم و ديلمى و خوارزمى و ابو العلاء همدانى و ابو حامد صالحات و ابو عبد اللَّه كنجى و سيد شهاب الدين صاحب توضيح الدلائل و قندوزى نقل كردهاند .
10 - يا ام سلمه اشهدى و اسمعى هذا على امير المؤمنين و سيد المسلمين و عيبة علمى « وعاء علمى » و باب الَّذى اوتى منه
اى ام سلمه گواهى بده و بشنو اين على امير مومنان و آقاى مسلمانان و كانون علم من « و ظرف علم من » و دروازه جنانيستكه از آن وارد ميشوند .
ابو نعيم و خوارزمى در مناقب نقل كرده و رافعى در تدوين و گنجى در مناقب و حموى در فرائد السمطين و حسام الدين محلَّى و شهاب الدين در توضيح الدلائل و شيخ محمد حنفى در شرح جامع صغير و گفت در حاشيه شرح عزيزى ج 2 ص 417 حديث عيبه يعنى ظرف علم من است كه نگهدار آنست زيرا كه آن شهر علم است و براى اين تمام اصحاب محتاج به او بودند در مشكلات و براى اين معاويه در حادثه جنگ صفّين از مشكلات از او پرسيد پس جواب ميداد به او پس جماعت او به او گفتند . براى چى جواب دشمن ما را ميدهى : پس ميفرمود : آيا كفايت نميكند شما را كه او نيازمند بماست . و واقع شد براى او مشكلاتى با عمر پس گفت خدا مرا باقى نگذارد تا اينكه اگر درك كنم مردمى را كه در ميانشان ابو الحسن نباشد يا چنانچه گفت پس خواست از خدا كه بعد از على عليه السلام زنده نماند سپس ياد كرد قضايائى كه از آنها حديث سيلى ( 1 ) و حديث آنكه عمر فرمان
هامش
( 1 ) محب الدين طبرى در الرياض النضره ج 2 ص 196 - 197