61 - حافظ جمال الدين محمد فرزند يوسف زرندى انصارى متوفاى سنه 757 - آن را در ( نظم درر السمطين در فضائل مصطفى و مرتضى و بتول و سبطين ) ياد نموده مطلَّع شدم بر آن در قرميسين ( كرمانشاء سابق ، باختران جمهورى اسلامى ) نزد علَّامه حجت سردار كابلى .
62 - حافظ صلاح الدين ابو سعيد خليل علائى دمشقى شافعى متوفاى 761 كه از او حكايت نموده بسيارى از بزرگان قوم و آن را از طريق ابن معين صحيح دانسته سپس گويد و چه استبعادى هست در اينكه پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله مثل اين را در حق على كه خدا از او راضى باد بگويد هر كسى كه در اين باره حديث سخن گفته و قطع بموضوع بودن آن نموده جوابى ندارد از اين روايات صحيحه از ابن معين و با اين روايات براى او شاهدى است كه ترمذى آن را در جامع خود روايت كرده تا آخر .
63 - سيد على فرزند شهاب الدين همدانى آن را در كتاب ( موده القربى ) ياد كرده از طريق جابر بن عبد الله سپس گفت : و از ابن مسعود و انس مانند آن .
64 - بدر الدين محمد به او عبدالله زركشى مصرى شافعى متوفاى 794 و گويد : اين حديث در نهايت درجه خوبى است كه به آن احتجاج و استدلال مىشود و ضعيف نيست تا چه رسد باينكه وضع شده باشد ( فيض القدير ) ج 3 ص 47 .
65 - حافظ ابو الحسن على فرزند ابو بكر هيثمى متوفاى 807 در كتاب مجمع الزوائد ج 9 ص 114 .
66 - كمال الدين محمد فرزند موسى دميرى متوفاى 808 در
الغدير ( فارسي ) — صفحة 130
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٣٠