556 - محمد بن عبد الملك ابو عبد اللَّه ضرير انصارى مدنى ، كذاب و حديث ساز است . احمد درباره اش گفته : او كذاب است . از اين رو حديثش را سوزاندهايم ( 1 ) .
557 - محمد بن عبد الواحد ابو عمر زاهد ، غلام ثعلب ، متوفى در سال 345 ه كه خطيب درباره اش گفته است : او چنان بود كه اگر مرغى مىپريد ، مىگفت :
ثعلب از ابن اعرابى ما حديث كرده ، آنگاه چيزى در اين باره مىگفت . و اما از لحاظ حديث ، جميع شيوخ ما را ديديم كه حديث او را توثيق و تصديق مىكردند و رئيس الرؤسا ، به من گفت : بسيارى از احاديث ابو عمر كه مورد استنكار قرار گرفته و در كتب اهل علم دروغ شمرده شده ديدهام . براى او كتابى است به نام « غرائب - الحديث » كه آن را بر اساس مسند احمد نوشته و چه نيكو نوشته است . و نيز داراى جزوه اى است كه آن را جميع احاديثى كه در فضائل معاويه روايت شده ، گرد آورده است . و هر كدام از اشراف و كتاب را كه احاديث را بر آنها قرائت مىكرده ابتدا ، از اين جزوه آغاز مىنموده و آنها را نسبت به آن معاف نمىداشته است .
ابن نجار گفته است : ابو عمر زاهد ، جزوه اى در فضائل معاويه تهيه كرده كه اكثر مطالبش نادرست و ساختگى است ( 2 ) .
امينى مىگويد : ابن نجار ، در رأيش ، راه انصاف نپيموده ، بلكه درست همان است كه فيروز آبادى در « سفر السعاده » اش و عجلونى در « كشف الخفاء » آوردهاند كه :
هيچ حديث صحيحى در فضيلت معاويه نيامده است . و از اين جزوهء ( ابو عمر ) خوانندهء محترم ، ارزش گفتار خطيب را كه گفته است : « و اما از لحاظ حديث پس ديديم . . . »
مىيابد كه چگونه شيوخ ما ، مردى را كه چنين جزوه اى دربارهء معاويه تهيه كرده است ، توثيق و تصديق مىكنند ؟ !
هامش
( 1 ) تاريخ بغداد جلد 2 صفحهء 340 ميزان الاعتدال جلد 3 صفحهء 95 - مجمع الزوائد جلد 1 صفحهء 124 - اللئالى جلد 2 صفحهء 98 - 138 و جلد 2 صفحهء 223 .
( 2 ) تاريخ بغداد جلد 2 صفحهء 357 - لسان الميزان جلد 5 صفحهء 268 - ميزان الاعتدال جلد 3 محمد بن يحيى عنزى شرح حال او را آورده است .