احمد حديثش را دور انداخته و ابن عدى گفته است : عموم چيزهائى كه روايت كرده مورد پيروى قرار نگرفته است ( 1 )
465 - كثير بن مروان ابو محمد شامى ، كذاب و ناكس بوده در حديثش دروغ مىگفته و لذا به آن احتجاج نمىشود كرد ( 2 )
466 - كلثوم بن جوشن قشيرى ، از ثقات و افراد مورد اعتماد مطالب نادرست روايت مىكرده كه بدانها احتجاج نمىشود كرد ( 3 )
حرف لام
467 - لاحق بن حسين ابو عمرو ( بن عمر ) مقدسى ، متوفى در سال 484 ه ادريسى درباره اش گفته است : او كذاب و تهمت زننده و از ناحيهء ثقات حديث ساز بوده و روايات مرسل را مسند مىكرده و از كسانى كه از آنها چيزى نشنيده بوده حديث مىكرده و نسخه هائى براى مردمى كه اسامىشان در زمرهء راويان حديث شناخته نشده ساخته است مثل : طرغال و طربال و كركدن و شعبوب و امثال اينها و در عصر ما مانند او در كذب و وقاحت با كمى درايت كسى را نديده و نمىشناسيم و با خطش برايم بيش از پنجاه جزء از حديثش را نوشته است و البته يادداشت احاديثش براى اين بوده كه ساختگىها و اسناد مراسيل و مقطوعاتش را بدانم و با اين حال ديديم كه بعد از مفارقت با ما و خارج شدن از سمرقند احاديث را ساخته است ( 4 )
حرف ميم
468 - مأمون بن احمد سلمى هروى ، دجال و حديث ساز بوده مطالب نادرست
هامش
( 1 ) ميزان الاعتدال جلد 2 صفحهء 354 - اسنى المطالب صفحهء 17 - اللئالى جلد 1 صفحهء 49 .
( 2 ) تاريخ بغداد جلد 12 صفحهء 482 - ميزان الاعتدال جلد 2 صفحهء 356 - لسان الميزان جلد 4 صفحهء 484 جلد 6 صفحهء 433 - اسنى المطالب صفحهء 156 .
( 3 ) تهذيب التهذيب جلد 8 صفحهء 443 - ميزان الاعتدال جلد 2 صفحهء 357 .
( 4 ) تاريخ بغداد جلد 2 صفحهء 344 و جلد 14 صفحهء 100 - كشف الخفاء جلد 1 صفحهء 235 - اللئالى جلد 1 صفحهء 59 و جلد 2 صفحهء 160 .