همانندم كسى نبود ، خداوند نور شما را آشكار كرد تا جائى كه افق روشن گرديد و بينا شدم و مرا از روى لطف به سوى شما هدايت فرمود و او همواره ولى و يارم بوده است .
او چقدر به من محبت فرمود و چه نعمتها كه به من ارزانى داشت ؟ اينك بر من است كه بنده شكور باشم ، از ناحيهء او باران رحمت بر سرم باريد و حالم شاداب و خوب شد ، و هم او همواره مرا از حوادث ناگوار زمانه حفظ فرموده و من هميشه مؤيد و منصور او بودم . اگر در برابر نعمتى كه به من ارزانى داشته همواره شكر - گذار باشم سزاوار است .
عليهذا سپاس هميشه مال اوست و شكر همواره مخصوص او » .
در مجموعههاى خطى و كتب ادبى به قصائد غديريهء ديگرى برخورديم كه آنها را به افرادى كه گفته مىشد در قرن ششم و هفتم زيست مىكردند نسبت دادهاند ، اما چون شرح حال آنان را در كتب معتبره نيافتيم از اينرو از نقل آنها خوددارى كرديم .
پايان كتاب
الغدير ( فارسي ) — صفحة 355
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٥٥