لغت و ادب ، بسيار ارجمند بود ، در فقه اماميه و علم كلام ، پيشرو و پيشگام بود ، از آنان دفاع و حمايت مىكرد .
در « دمية القصر » ص 75 گويد : سيد مرتضى و برادرش دو ميوهاند بر شاخسار سيادت و دو قمرند در آسمان رياست ، اگر ادب سيد رضى با دانش سيد مرتضى مقرون بشمار آيند ، چونان جوهرى است بر تيغهء شمشير آبدار .
در « لسان الميزان » ج 4 ص 223 از ابن طى نقل كرده : سيد مرتضى اولين دانشمندى است كه خانه اش را خانهء علم و دانش قرار داد ، و آماده براى بحث و مناظره ، گويند :
هنوز بيست ساله نشده بود كه به سرورى رسيد ، رياست دنيا را با علم و عمل توأم داشت ، بر تلاوت قرآن ، و نماز شب و تدريس ، مواظبت كامل مىنمود و هيچ مقامى را بر مقام علم ترجيح نمىنهاد ، با آن بيان رسا و فصاحت زبان .
از شيخ ابو اسحاق شيرازى حكايت كردهاند كه گفت : شريف مرتضى با قلبى مطمئن و استوار ، زبان به بيان حقائق مىگشود ، سخنى نافذ و محكم مىگفت كه چون ناوك دلدوز بر سينهء هدف مىنشست و اگر نه از كنارههاى هدف در نمىگذشت .
سيد شيرازى در « درجات الرفيعه » گويد : شريف مرتضى از حيث فضل و دانش ، كلام ، حديث ، شعر ، خطابه ، عظمت و كرامت يگانه دوران بود ، علاوه بر فضائل دگر .
در « شذرات الذهب » ج 3 ص 256 مىنويسد : نقيب آل ابو طالب ، سيد مرتضى :
استاد شيعيان و سرورشان در عراق بود ، پيشوائى در علم كلام و شعر و فن بلاغت بشمار است ، تصانيف فراوان دارد ، در رشتههاى مختلف دانش متبحر و ماهر بود .
خوانندهء گرامى ، نظير اين ستايشها را در كتابها و فرهنگهاى رجالى فراوان خواهد ديد ، از جمله :
تاريخ بغداد ج 11 ص 402 منتظم ابن جوزى 8 / 120
معجم الادباء ج 5 ص 173 خلاصهء علامه ص 46
رجال ابن داود انساب ابو نصر بخارى
الغدير ( فارسي ) — صفحة 73
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٧٣