شب اسير .
- به زير لب زمزمه كردند : بخاطر روى خدايتان طعام بخشيم ، در پاداش ، نه دعاى خير خواهيم و نى تشكر و معذرت .
- از آنكه بيمناكيم و از خداى بپرهيزيم . از ترس آن روز كه چهرهء كريه و دژم دارد .
- بدين لحاظ ، از شر رستاخيز در امان شدند ، و هم چهرهء خرم و مسرور ، بپاداش گرفتند .
- پروردگارشان در برابر صبر و شكيبائى ، باغستانهاى بهشت عدن بخشيد ، جامههاى ديبا و حرير .
- از رود سلسبيل جامى نوشاند ، كه چون برگيرند ، به جوش و خروش آيد .
- جام دگر از شراب ناب ، در پوشى از مشك و عبير ، آميخته بكافور .
- جامها و پيالهها از نقرهء خالص ، در اندازههاى مختلف .
- بر دست پسران خدمتكار چرخان ، كز سپيدى و رخشندگى چون در غلتان .
* و باز هم در همين معنى گفته :
- هل أتى فيهم تنزل فيها فضلهم محكما و فى السورات
- « هل أتى » در شأن اين خاندان نزول گرفت ، در آن سوره فضل و منقبت آنان استوار گشت . و هم در ساير آيات قرآن .
- طعام سفرهء خود به فقير بخشند و هم يتيم و اسير دربند .
- بخاطر روى خدا طعام خود بشما بخشيم . نى باميد پاداش دنيا .
- ازين ره خدايشان بهشت جاويد بخشيد ، با حوريان خدمتكار .
* ملك صالح ، در يكى از قصائد خود ، سرودهء مشهور دعبل خزاعى را باستقبال رفته كه مىگويد :
- مدارس آيات خلت من تلاوة
و منزل وحى مقفر العرصات
* قصيدهء ملك صالح چنين شروع شده است :
ألائم دع لومى على صبواتى
فمافات يمحوه الَّذى هوآت
و ما جزعى من سيّئات تقدّمت
ذهابا اذا اتبعتها حسنات