- خدايشان از شر آن روز بر كنار فرمود ، خرمى و شادى به ارمغان افزود .
- از آن رو كه در ناملايمات صبور آمدند ، بهشت و جامهء حرير بپاداش گرفتند .
- بر تخت عزت لميده ، نه خورشيد تابان و نه زمهرير سوزان .
- سايهء افراشته ، ميوههاى آويزان .
- جامهاى نقره فام از بلورهاى شفاف ، ساخته از دست قدرت .
- پسران سيمتن خوش سيما به خدمت شتابان ، چو دانههاى در شاهوار غلتان .
- در دست جامهاى شراب ، پالوده با زنجبيل ، لذيذ و دلپذير ، آرام بخش سينهء دردمندان .
- با دستبندهاى سيمين و زرين زيور گيرند ، خدايشان از شراب پاك نوشانيد .
- جامهء ديبا در براز سندس سبز ، جاودانه در لمعان .
- اين است پاداش بردبارى و تحمل ، مساعى شماست مشكور و مقبول .
* و باز در همين معنى گويد :
و اللَّه أثنى عليهم لما وفوا بالنّذور
و خصّهم و حباهم بجنّة و حرير
لا يعرفون بشمس فيها و لا زمهرير
يسقون كأسا رحيقا مزيجه الكافور
- خداى ثنايشان گفت : آنگاه كه وفا به نذر نمودند .
- ويژه و مخصوص . و با بهشت و جامههاى حرير خلعت داد .
- نه با تابش خورشيد آشنا شوند ، و نه سرماى زمهرير بينند .
- از شراب ناب سيراب شوند ، شرابى پالوده با كافور .
( 21238 ) ، و باز در همين معنى :
فى هل أتى ان كنت تقرء هل أتى
ستصيب سعيهم بها مشكورا
در سورهء « هل أتى » اگر آن سوره برخوانى ، مساعى جميلهء آنان را مشكور يا بى .
از آنجا كه مسكين درمانده را طعام بخشيدند ، در شب بعد يتيم و دگر