* و اين دو بيت را مقريزى در خطط 2 / 298 ياد كرده كه ابن قادوس در بارهء قلعهء روضه ، كه بنام جزيره معروف است سروده :
- كاخهاى جزيره از دور هويدا است ، بوستانها در كنار هم به عشقبازى اندراند .
- گويا كهكشان جوزا سر بهم آورده برجهاى آسمانى را در ميان .
* و از سرودههاى مذهبى او كه در مناقب ابن شهر آشوب آمده :
- اين همان بيعت رضوان است با كلمهء تقوى استوار شد ، نص جلى از آن پرده برداشت .
- از اين رو جدت رسول در حق على سفارش ولايت كرد با آنكه پسر عمش بود ، تا همگان به دو گرايند .
- و نيز حسين ولايت را به پسرش على داد ، با اينكه از برادرش حسن ارث برد ، و نسل هر دو تن از رسولاند .
* و دربارهء حضرت سجاد سروده است :
- توئى پيشواى دادگستر ، جبريل مهار براق براى جدت كشيد .
- از همه سو نسب به سروران مىرسانى : پيشوائى طاهر ، پاك نهادى بتول .
- گنجور دانش غامض الهى شمائيد ، حلال و حرامش در بيان شماست .
- فرشتگان وحى مىرسانند ، شرح و تأويل آن با شماست .
* سرورمان ، سيد امين ، ابن قادوس را در اعيان الشيعه جزء 17 / 332 عنوان كرده و گويد : در جزء 6 / 93 اعيان الشيعه نوشتيم كه نام كوچك او را بدست نياورديم و در ج 13 / 206 ياد كرده و گفتيم : نام او محمود بن اسماعيل بن قادوس دمياطى مصرى است ، چون در كتاب « طليعه » علامهء سماوى تصريح شده است كه اشعار مذكورهء در مناقب ابن شهرآشوب ، متعلق به اوست .
از آن پس در كتاب شذرات الذهب به حوادث سال 639 برخورديم كه مىنويسد :
« در اين سال نفيس ابن قادوس ، قاضى ابو الكرم أسعد بن عبد الغنى عدوى درگذشت » از اين رو ترجيح داديم كه اشعار ياد شدهء در مناقب از او باشد و لذا در مستدركات اين جلد ص 468 شرح حال او را ياد كرديم .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 169
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٦٩