تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
بسال 547 درگذشته ، و با ابياتى او را سوك و ماتم گفته بود كه طبق سيره و روش خود بر اساس هزل و شوخى سروده ، و حاكى از آن است كه ابن منير در دمشق درگذشته ، از آن جمله : - بر زبر چند پاره چوبش بياوردند ، در كنار نهر « قلوط » غسل دادند . - ديگ مرصعى آب كردند ، زير آن هيزم « بلوط » برافروختند . * بر اين وجه كه درگذشت ابن منير بسال 547 باشد ، بايد چنين گفت : شايد در دمشق بسال 547 درگذشته و بعد سال ديگر به حلب منتقل شده باشد . انتهى . اما پدر شاعر ، « منير » او هم مانند جدش « مفلح » از شعراء است ، و فراوان اشعار عونى را در بازارهاى طرابلس انشاد مىكرده ، آن چنان كه ابن عساكر در تاريخ شام 2 / 97 ياد كرده است ، و از آنجا كه عونى از شعراء اهل بيت است ، و جز دربارهء آنان شعرى نسروده ، و باز خوانى آن در بازارهاى طرابلس : مجمع توده‌هاى مختلف و اقوام گوناگون ، بوسيلهء يكنفر شيعى شاعر انجام مىگرفته ، قهرا بر صاحبان مذاهب مختلف دشوار و سنگين بوده است . و چون با خشم و خروشى كه در دل داشته‌اند ، و بخاطر بزرگان و هواخواهان تشيع نمىتوانسته‌اند با او در ستيز شوند ، بناچار چنين راه نكوهش گرفته‌اند كه مانند ابن عساكر بگويند : « با اشعار عونى در بازارهاى طرابلس آوازه خوانى مىكرد » ، و يا مانند ابن خلكان بگويند : « در بازارهاى طرابلس آوازه خوانى مى - كرد » و ساير جملات را حذف كنند ، تا كين دل از او گرفته باشند ، زيرا اگر نام عونى و اشعار او در ميان بيايد ، همگان مىدانند كه منظور ، آوازه خوانى نيست بلكه اشعار عونى را با آواز بلند و رسامى خوانده ، آن چنان كه مداحان بر منابر انشاد كنند ، و اين آهنگ و نوا بخاطر اين است كه اشعار عونى آويزهء گوشها گردد و روح ايمان علوى در دلها بتابد و پرچم باطل سرنگون گردد ، نه غنا و سرودى كه روش خنياگران مخالفين است . بارى شرح حال ابن منير ، در بسيارى از فرهنگهاى رجال و كتب تاريخ ثبت است ، از آن جمله : تاريخ ابن خلكان 1 / 51 ( 1 / 139 ط محمد محيى الدين ) خريدهء