تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
، و در كتاب تاريخ آداب اللغه ، اين چند كتاب را هم افزون ياد كرده : 17 - « انشراح الصدر » يا اشعار برگزيده . و من گويم : اين كتاب ، تأليف يكى از ادباست كه از ديوان شريف رضى گزين ساخته است ، چنان كه در « كشف الظنون » ج 1 ص 513 آمده . 18 - طيف الخيال . مجموعهء است كه بنام شريف رضى ثبت شده . و من گويم : اين كتاب از تأليفات برادرش سيد مرتضى است . 19 - ديوان شعر ، كه چاپ شده و آوازه اش در همه جا پيچيده است . ابن خلكان گويد : جماعتى به گرد آوردن اشعار رضى همت گماشتند ، آخرين گرد آورده را ابو - حكيم خبرى عرضه كرده است ( 1 ) .
هامش
( 1 ) امينى گويد : علامه ، شيخ عبد الحسين حلى ، ضمن شرح حال رضى در مقدمهء حقائق التأويل جزء پنجم كه به طبع رسيده مىنويسد : « نشناختيم كه ابو حكيم خبرى كيست ؟ و در چه زمان بوده و نامش چيست ؟ » اين سخن بس شگفتآور است ، زيرا ابو حكيم خبرى معروفتر از آن است كه نشناخته ماند ، ابو حكيم ، معلم ، عبد اللَّه بن ابراهيم بن عبد اللَّه بن حكيم خبرى ( با فتحه خاء و سكون باء ) يكى از اساتيد علوم عربى است ، در بغداد معلم بوده ، و خطى زيبا داشته ، در فقه نزد شيخ ابى - اسحاق شيرازى تعليم گرفته و در علم فرائض و حساب فائق آمده و در اين دو فن تصنيف دارد . ديوان حماسه و ديواى بحترى شاعر را با چند ديوان ديگر شرح نوشته . در فن حديث از ابو محمد جوهرى و جماعت ديگر ، استماع حديث نموده است ، وفاتش روز سه شنبه 22 ذيحجه سال 476 بوده . دو دختر از او بجا مانده كه هر دو اهل حديث بوده‌اند ، بزرگين با نام « رابعه » كه مانند پدرش بر ابو محمد جوهرى قراءت حديث نموده و كوچكتر با نام « ام الخير فاطمه » كه از ابو جعفر محمد بن احمد معدل و جماعتى ديگر حديث فرا گرفته ، و حتى سمعانى صاحب « الانساب » ، در بغداد ، قسمت زيادى از « موفقيات » زبير بن به كار را بر همين بانو قراءت كرده است . وفات او در ماه رجب سال 534 اتفاق افتاده است . ابو الفضل محمد بن ناصر بن على ، سلامى ، حافظ كه از ابو محمد جوهرى روايت مىكند ، دختر زادهء همين ابو حكيم خبرى است ، از رابعه دختر بزرگين . رك : انساب سمعانى ، معجم الادباء ، بغية الوعاة .