تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
- حتى پسر خطاب ، هنگاميكه از غدير خم بار مىبستند ، گفت : - تو امروز سرور من گشتى و سرور همهء آنان كه براى خداى جهان روزه و نماز گزارند . - شاخه اى كه رسول خدايش در زمين نشاند و طراوت و خرمى آن بر همهء شاخساران فزون گشت . - تا آنجا سر كشيد و به آسمان برشد كه خدايش خواسته بود ، سرورى و الا . - از اينكه بر سروران قريش فرمانروا باشد ، حقيرش نشمرد و نه « اسامه » را بر او سرور ساخت . - در زندگى و مرگ امير مؤمنان بود ، فرمانى است الزامى از خداى بزرگ . - خداوندش بپاس كرامت درود فرستاد و هم فرشتگانى كه نزد خداى گرانقدر و بزرگواراند . ، و از غديريهء ديگرش : - اى خاندان احمد ، اگر بركت وجود شما نبود ، نه خورشيدى مىدميد و نه مرغزار و چمن خندان مىگشت . - خاندان احمد ! اين قلب زارم در ماتم شما گريان و خون چكان است . - خاندان احمد ! شمائيد بهترين فرزندان آدم و شمائيد آخرين اميد . - پدرتان على بهترين فريادرسى بود كه براى گرفتاريها و غمها بخوانند . - همتاى قرآن ، وصى مصطفى ، پدر سبطين : حسن و حسين ، به به به آن پدر . - شوهر زهراى پاك ، پاك گوهر با حسب كه رسولش جفت خاندان خود ساخت .
من قال احمد فى يوم الغدير له من كنت مولى له فى العجم و العرب
- آنكه احمدش در روز « غدير » گفت : هر كه من سرور او باشم از عجم و عرب . - بداند كه اين مرد ، سرور و رهبر اوست . وه چه خوب سرورى ، پدرم فدايش باد . - كيست همسنگ او ! در صورتى كه او سرور خلايق است ، بفرمان خداى جهان و نص بهترين پيامبران .