تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
، در همين قصيده به حديثى كه در جلد دوم ص 288 گذشت چنين اشاره مىكند : - در خبرى كه از مصطفى رسول خدا به صحت پيوسته ، شكى ندارد كه مورد ترديد قرار گيرد . - فرمود : چون به آسمانها بالا شدم ، مشاهده كردم فرشتگان با گوشهء چشم نگرانند - - سوى شخصى كه ميان من و او پرده افتاد ، به خاطر عظمتى كه از او در خاطر نشست . گفتم دوست من جبرئيل ! اين كيست كه فرشتگان به دو خيره شده‌اند ؟ گفت بشارتت باد . - گفتم بشارت چيست ؟ و اين كيست ؟ گفت على همان مرد پسنديده كه خدايش بافتخارات بركشيد . - بدين خاطر ، فرشتگانش مشتاق ديدار شدند ، و خدايش با اين صورت نمودار ساخت . - رسول خدا مشتاقانه سوى او شتافت و چهرهء چون گلش را بشناخت . ، و از سروده‌هاى اوست اين « غديريهء » ديگر چنان كه در مناقب ابن شهر - آشوب ج 1 ص 537 ط ايران آمده است :
اليس قام رسول اللَّه يخطبهم يوم الغدير و جمع الناس محتفل
- نه اين است كه روز غدير ، رسول خدا - هنگامى كه تمام مردم گرد آمدند - به خطبه برخاست - گفت : هر كه را من رهبر و سرورم ، اين على پس از من سرورم و رهبر است ، ولى نپذيرفتند . - اگر زمام خلافت را به ابو الحسن هادى امم مىسپردند ، جهانرا بس بود و راهها امن . - ولى آن يك با سينهء پر كين منتظر فرصت و آن ديگرى بر شتر سوى بصره مىتازد . ، و از قصيدهء ديگرش اين چند بيت است كه در مناقب ج 1 ص 538 ط ايران آمده :