تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
بيابد نه در اين الفاظ . شايد هم اعور يا احول بوده و مقابل چشمان معيوبش را ، نمىديده است . آيا شيعه نمىتواند مانند پير مرد بد اخلاق بگويد : من از سنى بخاطر سين اول اسمش بدم مىآيد كه آن را در كلمات ! سام ، سئم ، سعر ( آتش ) سقر ( دوزخ ) سبى ( اسارت ) سقم ( بيمارى ) سمّ ، سموم ، سوئه ( بدى ) سهم ( تير ) ، سهو ، سرطان ، سرقت ، سفه ، سفل ، سخب ( سر و صدا ) سخط ، سخف ، سقط ، سلّ سليطه ، سماجت ، مىيابم . ولى شيعيان عقلا و حكمايند و بدين ياوه‌ها توجه نمىكنند ، با عواطف مردم به خاطر اين ياوه‌هاى بىسر و ته ، در نمىافتند و هيچ نوع بنيادى را با اين خرافات ، بدنام نمىكنند . اين بود پاره اى از دروغها و جعليات ابن عبدربه . و چه بسيار نظائرى مىتوان براى آن يافت كه هر گاه بخواهيم همه را متعرض شويم ، كتاب بزرگى را تشكيل مىدهد . از اينها گذشته ، اشتباهات تاريخى در اين كتاب نيز ديده مىشود ، مثل اينكه گويد : زيد شهيد در خراسان خروج كرد و آنجا كشته شد و بدار آويخته گرديد ( 1 ) كه هر گاه بخواهيم به نقد و بررسى آن پردازيم ، از موضوع بحث خارج مىشويم و عارف را يك اشارت بس است . ابن تيميه كه در كتاب « منهاج السنه » خود نسبتها و مجعولات ابن عبد ربه را نقل كرده چون خوشش آمده نشان دهد به مردم كه من از گذشتگانم بيشتر مىتوانم دروغ ببافم و بيش از آنان ، از راستى و امانت فاصله دارم ، لذا اضافه كرده است : يهوديان با اخلاص به مؤمنان سلام نمىكنند بلكه مىگويند السلام عليك ( مرگ بر شما ) ، رافضيان نيز چنيناند . يهوديان ، مسح بر موزه ( پاى پوش ) را جايز نمىدانند ، همچنين رافضيان .
هامش
( 1 ) عقد الفريد 2 ر 146 ، 355 ، 3 ر 41 .