شيخ صالح كوّازهم در ضمن اشعارى كه امام سبط ( ع ) را رثا گفته ميگويد :
« و زيد كه سرفرازى خلق و خوى پدران گراميش بود و هيچگاه زيربار ستم نميرفتند .
گويا در نظر دشمن ، همان شبحى بر او افتاد كه بر شبيه عيسى بن مريم افتاد تا او را بدار كشيدند » .
شيخ يعقوب نجفى در گذشتهء سال 1329 ه هم گفته است .
« امام صادق بخاطر شهادت زيد گريست ، همان زيدى كه ميگفتند با يك تير از پاى در آمد .
در اين صورت حال پدرش على بن الحسين چه بود كه فرزندش را هدف رگبار تير قوم ديد » .
شيخ ميرزا على اوردبادى در قصيده اى كه در مدح و رثاى او سروده بيت اول آن چنين است .
« اعتلاء نفس او از قبول هر چيزى جز آقائى و كرامت امتناع كرد ، و لذا نفس او در حال سرشكستگى و خوارى در گور نرفت » .
اين قصيده بيست و پنج بيت است .
سيد مهدى اعرجى هم قصيدهء در رثاى او دارد و مطلع آن اينست :
اى برادران ! مرا بسوى آن ديار ( آرامگاه زيد ) بريد ، تا اگر باران بهارى از ريزش بر آن دريغ ورزيده من با اشك چشمم سيراب سازم .
اين قصيده 19 بيت است .
سيد على نقى نقوى لكهنوى با قصيدهء كه اولش اينست او را رثا گفته :
خداوند نخواسته كه بزرگان بنى هاشم بنحو ديگرى جان سپارند ، مگر در سايه شمشيرها .
اين قصيده 22 بيت است .
شيخ جعفر نقدى هم قصيدهء در 31 بيت در رثاى زيد گفته كه اولش اين است :
الغدير ( فارسي ) — صفحة 135
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٣٥