تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
شيخ صالح كوّازهم در ضمن اشعارى كه امام سبط ( ع ) را رثا گفته ميگويد : « و زيد كه سرفرازى خلق و خوى پدران گراميش بود و هيچگاه زيربار ستم نميرفتند . گويا در نظر دشمن ، همان شبحى بر او افتاد كه بر شبيه عيسى بن مريم افتاد تا او را بدار كشيدند » . شيخ يعقوب نجفى در گذشتهء سال 1329 ه هم گفته است . « امام صادق بخاطر شهادت زيد گريست ، همان زيدى كه ميگفتند با يك تير از پاى در آمد . در اين صورت حال پدرش على بن الحسين چه بود كه فرزندش را هدف رگبار تير قوم ديد » . شيخ ميرزا على اوردبادى در قصيده اى كه در مدح و رثاى او سروده بيت اول آن چنين است . « اعتلاء نفس او از قبول هر چيزى جز آقائى و كرامت امتناع كرد ، و لذا نفس او در حال سرشكستگى و خوارى در گور نرفت » . اين قصيده بيست و پنج بيت است . سيد مهدى اعرجى هم قصيدهء در رثاى او دارد و مطلع آن اينست : اى برادران ! مرا بسوى آن ديار ( آرامگاه زيد ) بريد ، تا اگر باران بهارى از ريزش بر آن دريغ ورزيده من با اشك چشمم سيراب سازم . اين قصيده 19 بيت است . سيد على نقى نقوى لكهنوى با قصيدهء كه اولش اينست او را رثا گفته : خداوند نخواسته كه بزرگان بنى هاشم بنحو ديگرى جان سپارند ، مگر در سايه شمشيرها . اين قصيده 22 بيت است . شيخ جعفر نقدى هم قصيدهء در 31 بيت در رثاى زيد گفته كه اولش اين است :
الغدير ( فارسي ) — صفحة 135 | جمعي از مترجمين / جمال موسوي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)