فراهم آمده ، بىپرده به خطبه خوانى برخاست و فرمود : همانا خداوند ، در معاريض كتابش به من خبر داد ، كه اين آئين استوار را كه تا به حال به كمال نرسيده بود ، به على كمال بخشيد ، و او مولاى شما است ، پس واى بر كسى كه روى به سرپرستى جز مولاى خود آرد .
او شمشير برّان من ، و زبان و دست من ، و هميشه و پيوسته ياور من است .
او برادر و برگزيدهء من ، و كسى است كه محبت او در قيامت ، بهترين كار است .
نور او ، نور من و نور من ، نور اوست . و با من پيوندى ناگسستنى دارد .
او قائم مقام من در ميان شما است ، و واى بر كسى كه پيمان اين جايگزين مرا تغيير دهد .
سخن او ، سخن من است . پس به هر كس فرمان دهد بايد از در اطاعت در آيد و فرمانبرى كند .
چون زمان رحلت و درگذشت من فرا رسد ، او منحصرا ، سرور شما خواهد بود .
او ، پسر عم و جانشين و برادر من ، و از نخستين پذيرندگان دعوت و باب علوم من است .
پس ( از اين سخنان ) به كام « دشمنان » زهرى تلخ و كشنده ريخته شد به وى ترش روئى كردند و با خود به كارى دشوار ، دربارهء او ، به مشورت پرداختند .
« غديريهء » 13
خدا و نعمتهاى او را گواه مىگيرم - و انسان مسؤل گفتههاى خويشتن است ، - كه على بن ابى طالب ، خليفهء خداي دادگستر است .
و نسبت او به احمد ، همانند هارون به موسى است . اگر چه پيغمبر نيست ،
ليكن جانشينى است كه گنجور علم خداست ، همان علمى كه بايد به آن عمل كرد .