« جلال الدين سيوطى » نيز در ص 94 « بغية الوعاة » آورده است .
9 - « بشراوى شافعى » در گذشته بسال 1172 در ص 165 « الاتّحاف » از قول « هروى » روايت كرده است كه گفت : از دعبل شنيدم كه مىگفت چون چكامهء خود را كه به اين بيت آغاز مىشود .
مدارس آيات خلت من تلاوة
و مهبط وحى مقفر العرصات
براى مولايم امام رضا ( ع ) خواندم و به اين سرودهء خود رسيدم كه :
خروج امام لا محالة خارج
يقوم على اسم اللَّه و البركات
حضرت رضا ( ع ) به سختى گريست ، سپس سر برآورد و به من فرمود اى خزاعى اين دو بيت را روح القدس بر زبانت رانده است آيا مىدانى ، اين امام كيست و كى قيام مىكند ؟ گفتم نه ! سرور من ! ولى شنيدهام كه امامى از خاندان شما خروج مىنمايد . ( تا آخر حديث كه پيش از اين از قول حموئى آمد ) و در ص 161 « الاتحاف » است كه « طبرى » در كتاب خود از ابى صلت هروى آورده است كه گفت :
دعبل خزاعى در مرو شرفياب خدمت على بن موسى الرضا ( ع ) شد و گفت : اى فرزند پيغمبر خدا دربارهء شما خاندان پيغمبر ، چكامه اى سرودهام و سوگند ياد كردهام كه پيش از خواندن بر شما ، براى ديگرى نخوانم و خوش دارم بشنويد . على بن موسى الرضا فرمود : بخوان و او چنين خواندن گرفت :
ذكرت محل الربع من عرفات
فاجريت و مع العين بالعبرات
و فل عرى صبرى و هاج صبايتى
رسوم ديار اقفرت و عرات . . .
و آن قصيده اى طولانى است كه شماره ابيات آن به 102 بيت مىرسد چون از خواندن پرداخت ، ابو الحسن رضا خود بر خواست و به دعبل فرمود ، همين جا باش .
آنگاه صرّه اى كه در آن 100 دينار بود براى او فرستاد و از او پوزش خواست . ( 1 )
هامش
( 1 ) - اين روايت را « صدوق » در ص 370 « عيون » و ص 210 ( امالى ) و طبرسى در ص 192 « اعلام الورى » آوردهاند .