سراهائى كه ويران ستم دشمنان است ، نه گذشت زمان .
منازلى كه متعلق به عبد اللَّه و برادرش فضل و فرزندان پيغمبر صاحب دعوت است .
منازلى كه جاى نماز و تقوى و روزه و نيكوئيها است .
خانه هائى كه جبرئيل با درود و رحمت در آن فرود مىآمد .
خانه هائى كه جايگاه وحى الهى و كان علم او و مسير روشن هدايت و رشد است .
منازلى كه هر صبح و شام به پيرامون آن . وحى الهى بر پيغمبر نازل مىشد .
چون در نماز خود به ياد آنها خدا را نخوانيم ، نمازمان پذيرفته نخواهد بود .
پيشوايانى كه به كارشان اقتدا مىكنيم و از لغزشها امان مىيابيم .
خانههاى خاندان رسول ويران و منازل تبار زياد آباد است .
خاندان پيغمبر زنجير به گردن و دودمان زياد ستبر گردناند .
سرهاى خاندان پيغمبر بريده و سراهاى تبار زياد آراسته است .
حرم رسول خدا اسير و زنان زياد پرده نشيناند .
اى وارثان علم پيغمبر و اى خاندان او درود پيوسته ما نثار شما باد .
در اين جهان به بركت وجود شما جانى آسوده دارم و به آسايش آن جهان نيز اميد مىدارم .
7 - شمس الدين سبط بن جوزى حنفى متوفى بسال 654 در ص 130 « تذكره اش » 29 بيت از اين قصيده را باد كرده و در آنجا ابياتى هست كه حموّى در « معجم الادباء » ياد نكرده است و در حاشيه « تذكره » از اول قصيده تا بيت « مدارس آيات » ذكر گرديده است .
8 - « صلاح الدين صفدى » درگذشته به سال 764 در ص 156 ج 1 « الوافى بالوفيات » طريق روايت قصيده را از عبيد اللَّه بن جحجح نحوى و او از محمد بن جعفر بن لتكك ، ابى الحسن بصرى نحوى و او از برادرش و وى از « دعبل » ياد كرده و همين طريق را
الغدير ( فارسي ) — صفحة 260
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٦٠