لذاست كه در دورهء ائمه طاهرين تطوراتى در شعر و ادب پيدا شد و به كمال گرائيد و در اجتماع آن روز از بيشتر علوم و فنون اجتماعى پيشى گرفت .
اهميت شعر به جائى رسيد كه به پا نمودن مجلس شعر ، و صرف وقت نمودن به خاطر آن در مكتب اهل بيت جزو طاعات شمرده ميشد و گاهى بعضى از اشعار نغز ، در شريفترين اوقات خوانده شده و بر بزرگترين اعمال عبادتى ( مستحبه ) مقدم ميشد چنان كه اين حقيقت را به وضوح از گفتار و رفتار امام صادق ( ع ) نسبت به ( هاشميات ) كميت شاعر مىيابيم :
كميت در ايام تشريق ( روزهائى كه نور ماه به آخرين حد زيادى ميرسد ) در منى بر آن حضرت وارد شد و اجازه خواست تا براى حضرت از اشعار خود بخواند .
حضرت فرمود : اين ايام بسيار شريف و با ارزش است .
كميت عرض كرد : اين اشعار دربارهء شما سروده شده !
امام چون اين جواب را بشنيد فرمود تا ياران و همراهانش جمع شوند و به كميت هم اجازه داد تا شعرش را بخواند ، كميت هم قصيدهء لاميه از قصايد هاشميانش را خواند .
پس از تمام نمودن شعر حضرت درباره اش دعا فرموده هزار دينار و يكدست خلعت به او مرحمت نمودند ، و ما به زودى مفصل اين بحث مختصر را در شرح حال كميت حميرى ، و دعبل بيان خواهيم كرد .
و نظر به فوائد اجتماعى و دينى كه بر اشعار بار بود ، پيشوايان دين هيچگونه نظرى به شخصيت شاعر نداشتند و نسبت به ساير شؤون و اعمالشان خورده نمىگرفتند هر چند كه شاعرى آلوده و بدمنش بود و از رفتارش ناراضى بودند ولى همين كه افكار و اشعار چنين شعرائى را مىديدند كه در راه هدايت و ترويج دين و بيان حقايق مفيد است از اعمال بدشان چشم پوشى و بديده استرحام مىنگريستند و برايشان طلب آمرزش مىنمودند و احساسات مؤمنين را به اطرافشان تحريك مىكردند و براى
الغدير ( فارسي ) — صفحة 36
مساهمون: محمد تقي واحدي
ص٣٦