و ابن كثير در جلد 7 تاريخش اين حديث را از طريق ابى بكر بن ابى شيبه از ام سلمه آورده .
و احمد در جلد 4 مسندش ص 89 از خالد بن وليد روايت كرده كه گفت :
رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : من عادى عمّارا عاداه اللَّه ، و من ابغض عمّارا ابغضه اللَّه يعنى هر كه با عمار دشمنى كند خدا با او دشمنى مىكند و هر كس با عمار كينه ورزد خدا با او كين مىورزد ، و اين خبر را حاكم در جلد 3 « مستدرك » ص 391 به دو طريق با دقت آورده و او و ذهبى دو طريق مزبور را به صحت پذيرفتهاند ، و خطيب در جلد 1 تاريخش ص 152 ، و ابن اثير در جلد 4 « اسد الغابه » ص 45 ، و ابن كثير در جلد 7 تاريخش ص 311 ، و ابن حجر در جلد 2 « الاصابه » ص 512 ، و سيوطى در « جمع الجوامع » بطوريكه در جزء 7 ترتيب آن ص 73 مذكور است از طريق ابن ابى شيبه و احمد و بطوريكه در جزء 6 ترتيب ص 184 مذكور است از طريق احمد و ابن حبان و حاكم آن را آوردهاند .
و حاكم در جلد 3 « المستدرك » ص 390 باسناديكه او و ذهبى به صحت پذيرفتهاند از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به اين لفظ روايت نموده : من يسبّ عمارا يسبّه اللَّه ، و من يبغض عمارا يبغضه اللَّه و من يسفّه عمارا يسفّهه اللَّه ، يعنى هر كس عمّار را سبّ نمايد ( دشنام دهد ) خدا او را سبّ مىكند و هر كس بغض عمار را در دل بگيرد خدا به او كين ورزد ، و هر كس عمار را بسفاهت نسبت دهد خدا او را سفيه ميداند . و اين خبر را سيوطى در جمع الجوامع بطوريكه در جزء 7 ترتيب آن ص 73 مذكور است ، از طريق ابن النجار ، آورده .
و طبرانى بلفظ :
« من سبّ عمارا سبّه اللَّه ، و من حقّر عمارا حقّره اللَّه و من سفّه عمارا سفّهه اللَّه »
روايت نموده ، يعنى هر كس دشنام دهد عمار را خدا او را دشنام دهد و هر كس تحقير نمايد ( كوچك بشمارد ) عمار را خدا او را تحقير نمايد و هر كس عمار را بسفاهت نسبت دهد خدا او را تسفيه كند .
و حاكم در ج 3 « مستدرك » ص 391 باسناد خود ، بلفظ :
« من يحقّر عمارا يحقّره
الغدير ( فارسي ) — صفحة 275
مساهمون: محمد تقي واحدي
ص٢٧٥