ترجمه - خداى زشت گرداند عتاب و اهل آن را ، آيا نمىبينى در چه روزگار گرفتارى بسر ميبرم ؟ ! اين سخنان را واگذار ، آيا امروز حيلهء دارى كه بدانوسيله گروهى را كه حسد مىورزند رد كنى على آنها را دعوت كرد و آنها اجابت نمودند دعوتى را كه در نزد آنها از ثروت و مال و عيال محبوبتر است .
كما اينكه مقصودم آن خبرى نيست كه طبرانى ( 1 ) آن را از ابن مسعود از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله با دقت در طريق روايت نموده كه فرمود :
« اذا اختلف الناس كان ابن سميّة مع الحقّ »
يعنى زمانى كه مردم اختلاف نمودند پسر سميّه ( عمّار - نام مادرش سميّه است ) با حق است . هر چند اين روايت هم برهانى است قاطع ، چه آنكه با اين وصف معارض با ابن سميّه ( عمّار ) ناچار بر باطل خواهد بود ، و نميتوانى پيدا كنى اجتهاديرا كه غلبهء مبطل را بر محقّ بعد از چنين نصّ جلىّ و آشكارى نيكو بشمارد ؟ !
همانا من مقصودم خبرى است كه حاكم در ج 3 « مستدرك » ص 387 با دقت در طريق روايت نموده و صحت آن را اعلام داشته و همچنين ذهبى در تلخيصش باسناد از عمرو بن عاص روايت نموده كه گفت : شنيدم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ميفرمود : پروردگارا قريش ( در آزار ) عمّار حريص است ، همانا كشندهء عمّار و برهنه كنندهء او در آتش است ، و اين خبر را سيوطى از طريق طبرانى در جلد 2 « جامع صغير » ص 193 و ابن حجر در جلد 4 « الاصابه » ص 151 آوردهاند .
و سيوطى بطوريكه در جلد 7 « ترتيب جمع الجوامع » ص 73 مذكور است در جمع الجوامع اين فرمايش رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله را روايت كرده كه بعمّار فرمود :
برهنه كنندهء تو و كشندهء تو داخل در آتش مىشود ، اين خبر را سيوطى در جلد مزبور از طريق ابن عساكر روايت كرده و در جلد 6 ص 184 از طريق طبرانى ( در الاوسط ) و در ص 184 از طريق حاكم آن را روايت نموده است .
و حافظ ، ابو نعيم ، و ابن عساكر - بطوريكه در جلد 7 ترتيب جمع الجوامع
هامش
( 1 ) جمع الجوامع سيوطى بطوريكه در جلد 6 ترتيب آن در ص 184 ذكر شده است .