مىشود و هركه با او درافتد خوار و بيچاره مىگردد ، در احكام و مسائل دين بگونهاى عمل مىكند كه اگر پيامبر خدا ( ص ) بود همانگونه عمل مىكرد ، مذاهب باطل را از روى زمين برمىاندازد و جز دين پاك و ناب اسلام ، آئينى باقى نمىماند .
دشمنان او مقلّد فقيهان داراى اجتهاد هستند و چون حكم او را بر خلاف احكام پيشوايان خود مىبينند به ناچار از ترس شمشير و هيبت او و يا از شوق مزايايى كه در اختيار دارد ، تحت فرمانروايى وى در مىآيند .
عامّه مسلمانان بيش از خواص ، به وجود او شاد مىگردند و عارفان اهل حقيقت كه به سبب معرفت الهى به كشف و شهود حقائق نائل شدهاند با وى بيعت مىكنند .
او را مردانى الهى است كه دولت وى را برپا داشته و او را يارى مىكنند ، آنان وزيران و معاونان او محسوب مىشوند كه بار مسئوليت سنگين مملكت را بدوش كشيده و او را در مأموريت الهىاش كمك مىكنند .
« . . . شهداى او بهترين شهيدان و امانتداران او برترين امانتداراناند و همانا خداوند گروهى را كه در پردهء غيب خود پنهان ساخته به معاونت او برگزيند و آنها را از طريق كشف و شهود بر حقايق آگاه سازد و آنچه تكليف الهى اوست نسبت به بندگان خدا انجام مىدهد و با مشورت آنان امور را فيصله مىدهد و آنان آگاه به مسائل بوده و مىدانند در آنجا چه وجود دارد .
امّا خود او دارندهء شمشير حق و داراى سياست كشوردارى است و آگاهى و علم وى از جانب خداوند به اندازهايست كه شأن و منزلت او نياز بدان دارد ، زيرا وى خليفهاى راستين و به حق است ، زبان حيوانات را مىداند و عدالتش در جنّ و انس جريان مىيابد و از اسرار دانش ، وزيران او مىباشند كه خداى سبحان آنان را به وزارت و معاونت او انتخاب مىكند كه مصداق اين گفتهء خداوند است كه : « اين حق ماست كه ايمانآورندگان را يارى نماييم » و آنان در رديف صحابه و بزرگان مىباشند ، كه بر سر پيمان خويش با خدا باقى ماندند ، آنان از عجم هستند و در ميانشان عرب نيست ولى جز به زبان عربى سخن نمىگويند ، نگاهبان دارند ولى از جنس خودشان نيست ، و هرگز نافرمانى خدا را نمىكنند و از وزراى ويژه و بافضيلتترين امانتداران بشمار مىروند » « 1 »
هامش
( 1 ) - الامام المهدى عند اهل السنه ج 1 ص 106 - 107 .