تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع المسائل ( فارسي ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
ج - نظر به اين كه دولت اسلامى از قاچاق فروشى نهى كرده شما بايد قاچاق فروشى نكنيد واز مقررات دولت متابعت نمائيد .
س 96 - در همه جا صحبت از اين است كه چرا كفار وكساني كه با دين سر وكار ندارند وآلوده به حرامند از أمور دنيائى ومادي وسلامتى بدن برخوردارند ولى افراد مؤمن وپرهيزكار از اين جهات ناراحتند ؟ . ج - اين مطلب كليت ندارد وشهرت بي أساس است زيرا كه اگر آمارگيرى دقيق ونسبت سنجى كامل شود پى به غلط بودن اين شهرت خواهيد برد علاوة بر اين كه اگر خداوند متعال به بعضي از آنها رفاه وآسايش داده فقط دنياي بي ارزش است كه أولياء خدا به آن اعتنائى ندارند واگر دنياي بي ارزش را به مؤمنين نداده آخرت دائم وبا ارزش را داده است .
س 97 - در مورد شخصي كه بهائى است وخود را مسلمان ، معرفى نموده ومردم را منحرف مىكند چه بايد كرد ؟ . ج - لازم است مردم را متوجه نمود كه شخص مزبور را بشناسند ومردم ساده لوح فريب أو را نخورند واز دين ، منحرف نشوند .
س 98 - مقاطعه كارى ، كارى را از زيد كه مقاطعه كار دست أول است ، اجاره مىكند كه به اتمام برساند وچهار در صد از كل اجرت كار را به مقاطعه كار أول بپردازد ، بعد از اتمام كار ، مقاطعه كار أول كه زيد است مىگويد ، من ، براي پيشرفت اين كار ، مبلغى به رئيس اداره پرداخته‌ام ، شما كه مقاطعه كار دوم هستيد بايد بيش از چهار در صد منظور داريد تا جبران شود ، آيا چنين حقي را دارد يا خير ؟ وديگر اين كه رئيس اداره ، كه بگفته مقاطعه كار أول ، براي پيشرفت كار مبلغى پول از وى گرفته ، از مقاطعه كار دوم طلبكار است ، آيا مقاطعه كار دوم مىتواند به اندازه طلبي كه از مقاطعه كار أول دارد به رئيس اداره نپردازد وبعنوان تقاص محسوب دارد يا خير ؟ . ج - آنچه را كه مقاطعه كار أول ، به رئيس پرداخته ، در صورتي كه حين مقاطعه ، شرط نكرده باشد نمىتواند از مقاطعه كار دوم بگيرد ومقاطعه كار دوم هم نمىتواند طلب رئيس اداره را بعنوان تقاص نپردازد واما نسبت به أصل مسأله ،