تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
روم پزشكى نماند مگر اين‌كه جد من او را احضار كرد و دواى درد مرا از او خواستار شد . هنگامى كه جدم از بهبودى من نااميد شد به من گفت : نور چشمم ، آيا چيزى و آرزويى در اين دنيا دارى تا آن را براى تو برآورده سازم ؟ گفتم : پدربزرگ ، مىبينم كه درهاى فرج و گشايش بر من بسته شده است . پس اگر عذاب از اسيران مسلمانى كه در دست تو زندانى هستند برداشته ، غل و زنجير از آن‌ها گشوده ، آن‌ها را خلاص نمايى اميدوارم كه مسيح و مادرش به من سلامتى عنايت كنند ، هنگامى كه وى اين كار را كرد به خود جرأت داده ، كمى اظهار سلامتى كرده و كمى غذا خوردم . جدم از اين كار خوشحال شد و شروع به گراميداشت اسيران و عزيز داشتن آنان كرد . پس از چهارده شب در خواب ديدم كه گويا سرور زنان جهانيان حضرت فاطمه عليها السّلام به زيارت و ديدار من آمده و به همراه آن حضرت مريم دختر عمران و هزار نفر از زنان بهشتى نيز حضور داشتند ، مريم به من گفت : اين سرور زنان عالميان است . او سرور زنان عالم و مادرشوهر تو ابو محمّد عليه السّلام است . من به دامنش افتاده و گريه كردم و به نزد او شكايت كردم كه ابو محمّد عليه السّلام به ديدار من نمىآيد ، سرور زنان عليها السّلام به من فرمود : « تا زمانى كه تو به خدا شرك ورزيده و بر مذهب نصارى هستى فرزند من ابو محمّد به ديدار تو نخواهد آمد . اين خواهرم مريم دختر عمران است كه به نزد خداوند متعال از دين تو تبرّى مىجويد . اگر تو دوست دارى كه رضايت خداوند و رضايت مسيح و مريم عليهما السّلام را دريابى و به ديدار ابو محمّد نايل شوى بگو : اشهد ان لا إله الّا اللّه و انّ ابى محمّدا رسول اللّه » . هنگامى كه من اين كلمات را گفتم آن حضرت مرا به سينهء خود چسبانيد و جان مرا پاكيزه كرد و گفت : « حال منتظر ديدار ابو محمّد باش كه من او را به نزد