بوده است . چراكه آن حضرت با آنان رابطهاى بسيار مستحكم داشته و همواره به آنان نيكويى مىكرده است . هنگامى كه متوكّل آن حضرت را از مدينه احضار نمود و در سال 234 ه ق يحيى بن هرثمه را براى بردن حضرت امام هادى عليه السّلام از مدينه به سامرا مأمور كرد ، اهل مدينه بسيار مضطرب شده ، ضجّه و ناله سر دادند . خود يحيى بن هرثمه اين جريان را چنين بيان كرده است :
« من براى انجام اين مأموريت به شهر مدينه رفتم . هنگامى كه وارد شهر مدينه شدم ديدم مردم شهر كه فهميده بودند مأموريت من در رابطه با امام هادى عليه السّلام چيست و مىترسيدند در اين سفر چشمزخم و گزندى به آن حضرت برسد ، ضجّه و نالهء بسيارى سر دادند . بدانسان كه تا آن زمان ، مردم مدينه چنين ضجّه و نالهاى در شهر نشنيده بودند ، تو گويى كه همهء دنيا به جوش و خروش آمده بود . چراكه حضرت امام هادى عليه السّلام همواره ملازم مسجد و محراب بوده و هميشه به اهل شهر مدينه نيكويى روا مىداشت و هيچگاه به سمت دنيا و زيورهاى آن ميل و رغبت از خود نشان نمىداد . من سعى كردم مردم را آرام كنم و براى آنان سوگند ياد كردم كه من در رابطه با آن حضرت هيچ دستور ناپسندى ندارم و بر آن حضرت هيچ باكى نيست ، سپس خانهء آن حضرت را جستجو كردم ، اما در خانهء او به جز قرآن ، دعا و كتابهاى علمى چيز ديگرى نيافتم . اينجا بود كه آن حضرت در چشم من بسيار بزرگ جلوهگر گرديد » « 1 » .
اينروايت مىتواند ، حجم نقشى را كه حضرت امام هادى عليه السّلام در مدينه ايفا مىكردند به خوبى براى ما روشن نمايد . نقشى كه نتيجهء آن حصول روابط
هامش
( 1 ) . تذكرة الخواص / 360 به نقل از دانشمندان علم سيره .