زندان و تبعيد و مراقبت دائم مىزد كه در طول تاريخ بشريت ابزار كار همهء حكومتهاى ستمگر است .
1 . كودكى برجسته
روايت شده است كه كسى از كنار حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام كه در سن طفوليت بوده و در كنار ساير كودكان ايستاده بود گذشت و او را گريان يافت . آن شخص خيال كرد كه اين پسر بچه از حسرت آنچه ديگر بچهها دارند مىگريد و به همين دليل است كه در بازى آنها شركت نمىكند . به همين خاطر به او گفت : مىخواهى براى تو هم چيزى بخرم تا با آن بازى كنى ؟
حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام رو به آن مرد كرده و فرمودند : نه ، ما براى بازى كردن آفريده نشدهايم .
آن مرد مبهوت شده و به آن حضرت عرضه داشت : پس براى چه خلق شدهايم ؟ حضرت امام عسكرى عليه السّلام در جواب او فرمودند : براى دانش و عبادت .
آن مرد از آن حضرت پرسيد از كجا اين حرف را مىگويى ؟ آن حضرت در پاسخ او فرمودند : « از كلام خداوند متعال كه مىفرمايد :
أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً ؛
آيا پنداشتيد كه شما را بيهوده آفريدهايم ؟ .
آن مرد مات و مبهوت و حيرتزده ماند و خطاب به آن حضرت گفت : تو كودكى كوچك و بيگناهى ، اما تو را چه مىشود [ و از چه چيز هراسانى ] ؟ ! !
حضرت امام عسكرى عليه السّلام در پاسخ او فرمودند :
از من دور شو . من مادر خود را ديدهام كه با هيزمهاى درشت آتش درست مىكرد .
اما آتش جز با هيزمهاى كوچك برافروخته نمىشد ، و من مىترسم كه از هيزمهاى كوچك جهنّم باشم « 1 » .
هامش
( 1 ) . حياة الامام الحسن العسكرى / 22 - 23 به نقل از جوهرة الكلام فى مدح السّادة الاعلام / 155 .