حل كنيم و امر بر ما مشتبه شده است . نويسندهء نامه نيز نوشت كه اين زن هنگام وصيّت با او مشورت كرده است كه راهى پيدا كند تا بتواند اين مال را براى اين شخص طرف وصيت ثابت نمايد و وى به آن زن گفته است : ميراث گذاشتن تو براى اين شخص درست نمىشود مگر اينكه براى وصى اقرار به ديننمايى و بر اين دين شهودى بگيرى و سپس او را دستور بدهى كه وصيّتهاى تو را به انجام برساند ، آن زن هم به اين صورت وصيّت نوشته و براى وصى به اين دين اقرار كرده است . ( يعنى ظاهرا اين زن براى محروم كردن شوهر خود از ارث به چنين بدهى صورى اقرار كرده است . )
آن حضرت به خط خود مرقوم فرمودند : اگر آن بدهكارى صحيح ، شناخته شده و مورد قبول باشد ، دين از اصل مال قبل از تقسيم خارج مىشود ان شاء اللّه ، و اگر اين بدهكارى حقيقت نداشته [ صورى ] باشد ، آن مقدارى كه به آن وصيت كرده است از ثلث او خارج مىشود و به آن دو نفر پرداخت مىگردد . كافى باشد يا كافى نباشد « 1 » .
3 . محمّد بن حسن صفّار رضى اللّه عنه به حضرت امام عسكرى عليه السّلام نوشت : مردى به دو نفر مرد وصيت نموده است . آيا يكى از آن دو مىتواند نصف ماترك را گرفته و ديگرى نصف ديگر آن را ؟
آن حضرت مرقوم فرمودند : جايز نيست كه آن دو تن با ميّت مخالفت كنند و بايد برحسب آنچه او دستور داده عمل كنند ، ان شاء اللّه « 2 » .
هامش
( 1 ) . استبصار 4 / 113 ، ب 68 / ح 9 .
( 2 ) . كافى 2 ؟ ؟ ؟ / 46 / ح 1 با تفاوت و در آن آمده است : مردى مرده و وصيّت نموده است ، من لا يحضره الفقيه 4 / 151 / ب 99 / ح 1 ، استبصار 4 / 118 ، ب 73 / ح 1 .