بالا رفتن تو [ هم ] اطمينان نخواهيم داشت ، تا بر ما كتابى نازل كنى كه آن را بخوانيم » اى عبد اللّه ، بالا رفتن به سمت آسمان سختتر از پايين آمدن از آن است . پس هنگامى كه خود اعتراف كردهاى كه اگر به آسمان به روى ايمان نمىآورى پس حكم پايين آمدن از آسمان نيز معلوم است .
سپس گفتهاى : « تا بر ما كتابى نازل كنى كه آن را بخوانيم و نمىدانم كه آيا پس از اين كار ، به تو ايمان مىآورم يا نه » ، پس تو اى عبد اللّه اقرار دارى كه با حجّت خدا بر خود عناد داشته ، لجاجت مىكنى ، پس دارويى براى تو به جز تأديب به دست اولياى خدا ، از بشر يا ملائكهء ربّانى وجود ندارد بدين ترتيب ، حكمتى رسا از جانب پروردگار بر من نازل شده است كه بطلان همهء پيشنهادات تو را در بر دارد .
چراكه خداوند عزّ و جلّ فرموده است : اى محمّد ، ( بگو : پاك است پروردگار من ، آيا [ من ] جز بشرى فرستاده هستم ؟ ) ، چه دور است از پروردگار من كه كارها را مطابق با پيشنهادات روا يا نارواى نادآنان و جاهلان به انجام برساند ، و آيا من جز بشرى فرستاده از جانب خدا مىباشم ، پس جز اقامهء حجّت خدا كه به من عطا كرده است چيز ديگرى بر من لازم نيست و مرا نشايد كه پروردگار خود را امر و نهى نموده و يا او را مشورت دهم و مانند فرستادهاى باشم كه پادشاه روم به سمت گروهى از مخالفانش فرستاد اما فرستاده به سمت او برگشت و به او دستور مىداد كه به حسب پيشنهادات آن قوم پادشاه با آنان برخورد نمايد .
در اين هنگام ابو جهل به سخن آمده گفت : اى محمّد ، در اينجا يك نكته باقى مانده است . آيا تو گمان ندارى كه قوم موسى هنگامى كه از وى خواستند تا خدا را آشكارا به آنها بنمايد به وسيلهء صاعقه سوختند ؟ پيامبر اكرم پاسخ
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 310
مساهمون: منذر حكيم
ص٣١٠