هستيد ، تنها يك چيز مانع از اين مىشود كه بر شما مهر باطل زنم و به گونهاى رسوايتان سازم كه همواره بدخواه اهل حقيقت گرديد و آن مانع ، توقع بازگشت گروهى از شما به راه مستقيم است و مىدانم كه به زودى بيشتر آنان به راه حق باز خواهند گشت . مگر گروهى كه شيطان بر آنها چيره گشته و ياد خدا را از دلهايشان برده است و اگر بخواهم مىتوانم آنان را به نام و نسب معرفى نمايم و هركس كه ياد خداوند را از دل برد خداوند نيز از او بيزار است و او را به زودى در آتش جهنم خواهد انداخت كه سرانجامى به غايت ناگوار است .
و اين نامهء من حجّتى بر آنهاست و حجّتى است براى غايب شما بر حاضر شما مگر كسى كه اين نامه به او رسيد و اداى امانت نمود ، و من از خدا مىخواهم كه دلهاى شما را بر هدايت جمع نمايد و شما را با پرهيزگارى از گناهان باز دارد و به شما توفيق دهد تا به آنچه خداوند به آن رضايت دارد ايمان آوريد . و عليكم السّلام و رحمة اللّه و بركاته « 1 » .
امام عليه السّلام اينگونه درد دل خود را از اختلاف ، تفرقه و انحراف از دين كه گريبانگير بعضى از دوستان و مواليان آن حضرت گرديده بود بيان مىدارد . سرّ اين مطلب نيز در اين نكته نهفته است كه اين گروه اسلام و اعتقادات دينى را از روى آگاهى عميق همراه با دلايل محكم نپذيرفته بودند بلكه آنان اسلام را به صورت تقليدى از پدران خود گرفته بودند و با كوچكترين شبههاى كه بر آنان عارض مىگردد اعتقادات دينى خود را رها كرده و به گذشتههاى دور خود باز مىگشتند .
دشمنان اسلام و نيروهايى كه قصد تهاجم به دين مبين اسلام را داشتند نيز به اين مسأله واقف بوده به فاسد كردن شيعيان امام و گمراه كردن آنان روى آورده بودند . آنان در اين راه روايات دروغينى ساخته و پرداخته بودند كه افكار
هامش
( 1 ) . الدّرّ النظيم / 748 .