همين جاست كه از يك سو اعتماد بر افراد ثقه و مورد اعتماد و از سوى ديگر عادى شدن برنامهء ارتباط با امام عليه السّلام از طريق وكيلان به جاى ارتباط مستقيم امرى ضرورى مىنمود ، اما اين كار احتياج به سياستى داشت كه بر سنّتهاى اجتماعى تكيه كرده و از آن الهام گرفته باشد .
البته به هيچ وجه امكان نداشت چنين مؤسّسهاى كه جايگزين امام معصوم عليه السّلام خواهد بود به يكباره و در زمان غيبت صغرى ايجاد شود ، بلكه ناچار ، براى تأسيس چنين مؤسّسهاى زمينهسازى لازم بود تا پس از تأسيس ، در طول زمان شايستگى آن به اثبات برسد ؛ شيعيان نيز به وكلا مراجعه كرده و از شايستگى آنان مطمئن گردند تا اين سازمان در جامعهء شيعى ريشه بدواند و در نهايت ، اين جانشين قادر باشد نيازهاى واقعى فرزندان طايفهء شيعه را پاسخ گويد و صدمهاى كه از غيبت به شيعيان وارد مىشود چندان اثرگذار و قوى جلوه نكند . از همين جاست كه مىبينيم فعاليت اين مؤسّسه رفتهرفته گسترش يافته و نقش آن با شدت يافتن سختى شرايط محيطى امامان معصوم مهمتر و بيشتر شده و هرچه ائمّه به عصر غيبت نزديكتر مىشدند نقش چنين موسّسهاى آشكارتر مىگرديد .
بنابراين واضح است كه عصر حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام كه نقطهء انتقال مهم و جوهرى عصر حضور به عصر غيبت مىباشد مستلزم اعتماد زياد بر وكيلان بوده ، طلب مىكرد تا سازمان آنان استحكام يافته ، مسئوليتهايشان بيشتر شده و دايرهء فعاليت و حضورشان در جامعه گسترش يابد ؛ گسترشى كه زمينهساز انتقال اتباع اهل بيت عليهم السّلام به دوران غيبت گردد ؛ دورانى كه آنان در آن دوران از امام و رهبر معصوم خود جدا خواهند شد .
اگر ميان تعداد وكيلان حضرت امام عسكرى عليه السّلام با وكيلان حضرت امام
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 229
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٢٩