عهدى خود را به او واگذار كرد و علويان را در دستگاه خود ارج و قرب داد « 1 » .
امّا رفتار و رويّهء معتصم با مأمون بسيار فرق داشت . حكومت او حكومتى استبدادى بود كه با كمى مهربانى و حسن تدبير همراه بود . مسعودى تاريخ نگار ، معتصم را به نيكويى روش و راستى راه توصيف كرده است « 2 » .
نخستين خلفاى عبّاسى در ايجاد و استمرار حكومت خود زياد به اعراب اعتماد نداشته و اعتماد و اتكاى بيشتر آنها به فارسها بوده است . آنان مشاغل مهمّ نظامى و غيرنظامى را به افرادى كه از نژاد فارسى بودند مىسپردند و اين كار منجر به اين شد كه فارسها در ميادين مختلف حكومت به برترى دست يافته و نقش عرب در دولت عبّاسى و مؤسّسات مختلف آن كمرنگ شود . اين پديده موجب رقابت بين عرب و فارس شد . اين مسأله تا زمانى ادامه داشت كه معتصم عبّاسى كه مادر او از نژاد ترك بود به خلافت رسيد . از آنزمان بود كه دستگاه حكومت بر نژاد ترك اعتماد كرده ، معتصم آنها را به عنوان گارد ويژهء خود برگزيد . مناصب دولتى را به آنها داده ، ولايت استانهاى دور از مركز را نيز به آنها سپرد . وى عرب را از ديوان عطا خارج كرده و بهجاى آنها ترك را در ديوان عطا داخل نمود . اين امر باعث شد تا هم عرب و هم فارس ، كينهء ترك نژادان را به دل بگيرند .
جدالى كه در اين عصر به وقوع مىپيوست تنها منحصر به جدال ميان عرب و فارس و ترك نبود ، بلكه پا فراتر نهاده و ميان خود نژاد عرب نيز اختلاف و درگيرى روى داده ، شعلههاى آتش تعصّب ميان اعراب « مضر » ى از شمال و اعراب يمنى از جنوب نيز شعلهور گرديد « 3 » . اين نكتهاى است كه
هامش
( 1 ) . دكتر ابراهيم حسن ، تاريخ الاسلام 2 / 66 - 67 .
( 2 ) . مروج الذهب 3 / 476 .
( 3 ) . تاريخ الاسلام 2 / 395 .