كسى كه نسبى چون نسب ما ندارد پايينتر دانستى ، درحالىكه از اوّل اسلام تاكنون همواره آنكس كه در شرافت افضل است بر آنكه پايين دست اوست مقدّم داشته شده است .
البتّه اين منطق بسيار بىارزش است . چراكه اسلام با موازين خود هيچگاه جز براى ارزشهاى صحيحى كه اين فرد عبّاسى هيچگاه آنان را نفهميده است تن در نمىدهد . امّا امام هادى سخنان او را با اين منطق قوى رد كردند كه :
سبحان اللّه ، آيا اين جدّ شما عبّاس نبود كه با ابا بكر كه يك شخص تيمى است - از قبيلهء تيم - بيعت كرد درحالىكه عبّاس خود هاشمى بود ؟ آيا عبد اللّه بن عبّاس نبود كه خادم عمر بن خطّاب شده بود درحالىكه عبد اللّه بن عبّاس هاشمى است و پدر خلفاى بنى عبّاس است و عمر شخصى از طايفهء بنى عدى ؟ و چگونه بود كه عمر در شوراى خلافت كه براى تعيين خليفهء پس از خود خليفه كرد كسانى را از قريش داخل كرد كه از نظر شرافت نسب [ از هاشميان ] دور بودند امّا عبّاس را كه شخصى از بنى هاشم بود در اين شورى داخل نكرد ؟ ! پس اگر مقدّم داشتن شخص غيرهاشمى بر هاشمى كارى ناشايست است ، اوّلا بيعت عبّاس با ابو بكر ، همچنين خدمتگزارى عبد اللّه بن عبّاس بر عمر را ناروا بداريد . پس اگر آن جايز بود اين هم جايز است « 1 » .
7 . عبادت
روىآوردن به خداوند متعال ، انابه به درگاه او ، شبزندهدارى به عبادت خداوند متعال ، مناجات با ذات اقدس حقّ و تلاوت كتاب او ويژگى بارز همهء اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام بوده است .
هامش
( 1 ) . طبرسى ، احتجاج / 2 / 259 .