خون او شريك بوده است دو چندان گردان « 1 » .
« سراج الدّين رفاعى » در صحاح الاخبار مىنويسد : آن حضرت در دوران خلافت معتزّ عبّاسى بهواسطهء سم به شهادت رسيده است .
« محمّد بن عبد الغفّار حنفى » در كتاب خود « ائمّة الهدى » مىنويسد : « چون شهرت حضرت امام هادى عليه السّلام بالا گرفت ، متوكّل آن حضرت را از مدينهء منوّره طلبيد . چراكه بيم آن داشت حكومت و دولتش از دست برود . . . و در پايان كار سمى به آن حضرت خوراند . . . » « 2 » .
امّا صحيحتر آن است كه اين « معتزّ » بود كه آن حضرت را مسموم نموده و به شهادت رسانيد .
ظاهرا آن حضرت در اثر سمى كه به وى داده شد بيمار شده و پس از چندى دار فانى را وداع گفتند . چنان كه روايت « محمّد بن فرج » از « ابو دعامه » اين مطلب را تأييد مىكند . وى گويد : در بيمارىاى كه موجب وفات حضرت امام هادى عليه السّلام شد براى عيادت به نزد آن حضرت شرفياب شدم ، هنگامى كه خواستم از نزد آن حضرت خارج شوم ، آن حضرت به من فرمودند :
اى ابو دعامه ، اكنون حق تو بر من واجب شده است ، آيا حديثى براى تو نگويم كه تو را خوشحال كند ؟ ابودعامه گويد : به آن حضرت عرض كردم : يا بن رسول اللّه من به چنين حديثى بسيار نيازمندم .
امام هادى عليه السّلام فرمودند :
پدرم محمّد بن على بر من حديث كرد و گفت : پدرم على بن موسى به من گفت : پدرم موسى بن جعفر بر من روايت كرد و گفت : پدرم جعفر بن محمّد بر من روايت كرد و گفت :
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 50 / 206 ح 19 .
( 2 ) . ر . ك الامام الهادى من المهد الى اللّحد / 509 - 510 .