امام عليه السّلام نيز مستقيما نيازهاى مادّى آنان را بر طرف مىنمود .
آوردهاند كه ابو عمرو عثمان بن سعيد و احمد بن اسحاق اشعرى و على بن جعفر همدانى بر حضرت امام هادى عليه السّلام داخل شدند . احمد بن اسحاق به نزد آن حضرت شكايت برد كه بدهكارى سنگينى بر گردن او مىباشد ، امام عليه السّلام به ابو عمرو كه وكيل آن حضرت بود فرمودند : « اى ابا عمرو ، سى هزار دينار به احمد بن اسحاق و سى هزار دينار به على بن جعفر بده و خود نيز سى هزار دينار براى خويش بردار » « 1 » .
از ابو هاشم روايت شده است كه گفت : در نزد امام هادى عليه السّلام از تنگدستى خود شكايت كردم . آن حضرت همينطور كه روى خاك نشسته بود ، مشتى از خاك برداشته ، كفى از آن به من داد و فرمود : « بهوسيلهء اين در زندگى خود گشايشى ايجاد كن » . من آن مشت خاك را به نزد ريختهگرى بردم و به او گفتم اين را ذوب كن . وى آن را ذوب كرد و گفت : طلايى سرختر از آن نديده است « 2 » .
از عبد اللّه بن عبد الرّحمان صالحى روايت شده است كه : ابو هاشم پس از اينكه به بغداد منتقل شده بود در رابطه با سختى آمد و شد به نزد آن حضرت در سامرا به نزد امام هادى عليه السّلام شكايت برده و عرض كرد : مولاى من ، خداوند متعال را بخوان و براى من دعا كن . چراكه من جز اين اسب ضعيف غيراصيل وسيلهء سوارى ديگرى ندارم .
امام هادى عليه السّلام فرمودند : « اى ابو هاشم ، خداوند متعال تو و اسبت را قوى و نيرومند گرداند » .
هامش
( 1 ) . مناقب 2 / 488 .
( 2 ) . مناقب 2 / 488 .