تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
خادمى سياه‌پوست از آن خارج شد ، سپس به دنبال او حضرت ابا محمّد امام حسن عسكرى عليه السّلام سربرهنه و گريبان دريده درحالىكه لباس زيرين او سفيد بود از در خارج شد . چهرهء آن حضرت كاملا شبيه چهرهء پدر بزرگوارش بود . آن‌روز در خانهء امام ، پسران « متوكّل » نيز حضور داشتند كه بعضى از آن‌ها داراى مقام ولايت‌عهدى نيز بودند . امّا هيچ‌كس باقى نماند مگر اين‌كه به احترام آن حضرت برپا ايستاد . در اين هنگام « ابو احمد [ محمّد ] موفّق » به سمت آن حضرت رفت . امام حسن عسكرى عليه السّلام نيز به سمت او آمد و باهم معانقه نمودند . سپس به او گفت : پسرعمو خوش‌آمدى و در بين دو در رواق نشست ، مردم نيز همه در برابر او بودند . قبل از اين‌كه آن حضرت از اندرونى خارج شود ، خانه از شدّت شلوغى و سروصدا همچون بازار بود . امّا هنگامى كه امام حسن عسكرى بيرون آمد و نشست مردم دست از صحبت برداشته ، جز صداى سرفه و عطسه صداى ديگرى نمىشنيديم ، در اين هنگام كنيزى از خانه خارج شد و براى حضرت امام هادى عليه السّلام شروع به مرثيه‌سرائى كرد . در اينجا بود كه امام عسكرى عليه السّلام فرمودند : آيا اينجا كسى نيست كه ما را از دست اين زن نادان خلاص كند ، شيعيان به سمت آن زن رفته و او را به داخل خانه هدايت كردند . سپس خادم ديگرى از خانه خارج شد و در مقابل حضرت امام حسن عسكرى ايستاد . امام حسن عسكرى عليه السّلام نيز برخاست و در اين هنگام جنازهء حضرت امام هادى عليه السّلام از خانه خارج گرديد . امام عسكرى عليه السّلام نيز به همراه جنازه به حركت پرداخت تا اين‌كه جنازه وارد خيابانى شد كه در مقابل خانهء « موسى بن بقاع » قرار داشت . حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام قبل از اين‌كه