امور آنها را به دست ( وصيف ) و ( اشناس ) سپردهاى » « 1 »
ناگفته نماند كه وصيف و اشناس دو غلام ترك معتصم بودند كه بعدها از فرماندهان بانفوذ وى گرديده و به حكومت هم رسيدند .
معتصم نيز به روش و رويهء برادرش مأمون در ميان مردم رفتار مىكرد .
وى به تفتيش عقايد مردم در رابطه با مسألهء خلق قرآن پرداخته و مردم رنج و مشقّت بسيارى در اين رابطه از رفتار او متحمّل شدند . او تعداد بسيارى از دانشمندان را بهخاطر همين مسأله به قتل رساند و احمد بن حنبل را در سال 220 ه . ق به همين خاطر شلّاق زد .
در همين سال هم بود كه معتصم مركز خلافت را از بغداد منتقل كرده ، شهر سامرّا را بنا نمود و به آنجا منتقل شد . وى تركان بىشمارى در نزد خود جمع كرد و اموال بىحساب دربارهء آنان خرج نمود . تا جايى كه به ايشان لباسهاى ديباج و كمربندهاى زرّين پوشانيد . كار آنها بدانجا رسيده بود كه مردم را آشكارا در بغداد آزار مىرساندند . تا بدانپايه كه مردم بغداد وى را تهديد كردند اگر اين تركها را از اذيّت آنها بازندارد و از شهر اخراجشان نكند با او به جنگ خواهند پرداخت . وى به همين دليل شهر سامرّا را ساخت و خود و تركانش از بغداد خارج شدند .
معتصم در سال 223 ه . ق به جنگ با روميان رفت و شهر اموريه را فتح كرد . او در ماه ربيع الاوّل سال 227 ه . ق از دنيا رفت و حكومت او هشت سال و هشت ماه به طول انجاميد .
هامش
( 1 ) .ملوك بني العباس في الكتب سبعة * و لم يأتنا في ثامن منهم الكتب
كذلك أهل الكهف في الكهف سبعة * غداة ثووا فيه و ثامنهم كلب
و إنّي لأزهى كلبهم عنك رغبة * لأنك ذو ذنب و ليس له ذنب
لقد ضاع أمر الناس حيث يسوسهم * وصيف و اشناس و قد عظم الخطب