امام حسن ، امام حسين و ديگر امامان معصوم هريك در دورهء امامت خود وصى و جانشين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم بودند . بنابراين ادعاى علويان براى خلافت كاملا مقبول بود .
خليفگان عباسى به خوبى از گسترهء نفوذ علويان آگاه بودند و از همينرو از آغاز به قدرت رسيدنشان ، از نفوذ و قدرت فوقالعادهء علويان هراس داشتند كه ماجراى زير خود نشانهء هراس فراوان عباسيان از علويان است .
« سفاح » در آغاز به قدرت رسيدن كسانى را به عنوان جاسوس بر فرزندان و نوادگان امام حسن عليه السّلام گمارد تا فعاليتهاى آنان را كاملا زير نظر داشته باشد .
هنگامى كه هيئتى از فرزندان امام حسن عليه السّلام از نزد وى خارج شد ، سفاح به يكى از افراد مورد وثوق خود گفت : « برخيز و ايشان را جاى ده و از مهرورزى و لطف در حق ايشان كوتاهى مكن و هرگاه با آنان خلوت كردى چنان وانمود كن كه به ايشان گرايش دارى و بر ما و دستگاه ما بخروش و آنان را نسبت به خلافت سزاوارتر بخوان . آنگاه هرچه گفتند و كردند ، به ما گزارش كن » . « 1 »
آنان با تمام وجود ، خطر اصلى كه تنها از سوى علويان ، آنان و قدرتشان را تهديد مىكرد حس كرده بودند و مىديدند كه مردم با شور و شوقى زايد الوصف و به صورت انبوه دعوت علويان را پاسخ داده ، به يارى و تأييد آنان مىشتافتند . لذا خليفگان عباسى لازم مىدانستند تا هرچه زودتر و با تمام امكانات با اين خطر روزافزون به مقابله برخيزند .
هامش
( 1 ) . الحياة السياسية للإمام الرضا عليه السّلام / 66 .