اين هنگام چراغ خاموش شد . از اين پيشامد اندوهگين شدم . در همين حال ابو جعفر عليه السّلام در تشت پديدار شد . پوشش نازكى كه به پيراهن مىماند اندام او را پوشانده بود و نور آن ، خانه را روشن گرداند . او را در دامان خود گرفته ، آن پوشش را از بدن او برگرفتم و بدين ترتيب از كار او فارغ شديم . در همين حال امام رضا عليه السّلام درب اتاق را گشود و نوزاد را گرفته ، در گهواره گذارد و به من فرمود : اى حكيمه ، در كنار گهوارهاش بمان .
چون روز سوم فرا رسيد ، نوزاد چشم به آسمان دوخت ، سپس به سمت راست و بعد به سمت چپ خود نگريست و گفت : « أشهد أن لا إله إلا الله ، أشهد أن محمدا رسول الله » .
هراسان نزد ابو الحسن عليه السّلام رفته ، به او گفتم : از اين كودك ، گفتارى بس شگفت شنيدم .
امام رضا عليه السّلام فرمود : مگر چه گفته است ؟ ماجرا را براى او باز گفتم .
امام عليه السّلام فرمود : اى حكيمه ، شگفتىهاى بيشترى از او خواهيد ديد » . « 1 »
ب ) امامت در خردسالى
مشيت خداوند چنين رقم خورده بود كه امام جواد عليه السّلام خردسال به عنوان خليفهء خداوند بر خلق و امام و پيشواى آنان باشد . البته اين بىسابقه نبود و عيسى عليه السّلام و سليمان عليه السّلام نيز در خردسالى شايستگى نيل به مقام پيامبرى خدا و رهبرى مردم را يافتند . پذيرش اينكه خردسالى هفت ساله بتواند امامت و راهبرى مردم را برعهده بگيرد ، براى مردم سخت مىنمود و حتى عدهاى
هامش
( 1 ) . همانجا .