من الله حتى ينقطع الشكر من العباد ؟ » « 1 »
خداى منزه است . هيچ مىدانى كه دهشهاى فراوان خدا زمانى قطع مىشود كه بندگان [ اش ] دست از شكر [ نعمتهاى الهى ] كردن بردارند ؟
10 . نيز فرموده است : « إظهار الشيء قبل أن يستحكم مفسدة له » ؛ « 2 »
آشكار كردن چيزى ( كارى ) پيش از استوارىاش مايهء تباهى آن است .
11 . همچنين مىفرمايد : « المؤمن يحتاج إلى توفيق من الله ، و واعظ من نفسه ، و قبول ممن ينصحه » ؛ « 3 »
مؤمن به سه چيز نيازمند است : توفيقى كه از سوى خدا رسد ، پنددهندهء درونى و نصيحتپذيرى از كسى كه او را نصيحت كند .
12 . شيخ مفيد با اسناد خود از على بن مهزيار ، از بكر بن صالح نقل مىكند كه گفت : داماد من به ابو جعفر ثانى عليه السّلام نوشت : پدرم ناصبى و بدانديش است و از او سختى فراوان ديدهام . فدايت شوم ، خوب است دعايى براى من فرمايى .
به نظر مبارك سرورم با او در اينباره بىپرده سخن گويم يا از در مدارا درآيم ؟
امام عليه السّلام در پاسخ نوشت : « قد فهمت كتابك و ما ذكرت من أمر أبيك ، و لست أدع الدعاء لك إن شاء الله ، و المداراة خير لك من المكاشفة ، و مع العسر يسر ، فاصبر فإن العاقبة للمتقين . ثبتك الله على ولاية من تولّيت ، نحن و أنتم في وديعة الله الذي لا تضيع ودائعه » ؛
[ محتواى ] نامهات و آنچه دربارهء پدرت نوشتهاى دريافتم . [ بدانكه ] دعا كردن براى تو را وانمىنهم ، ان شاء الله [ و آگاه باش كه ] مدارا براى تو بهتر از بىپرده سخن گفتن است و با دشوارى آسانى است . پس بردبارى كن كه فرجام نيك از آن پرهيزگاران است . خداى - جل و
هامش
( 1 ) . همانجا .
( 2 ) . همان / 335 .
( 3 ) . همان / 336 .