2 . نيز فرموده است : « العلم علمان : مطبوع و مسموع ، و لا ينفع المسموع اذا لم يكن مطبوع ، و من عرف الحكمة لم يصبر على الإزدياد منها ، الجمال فى اللسان ، و الكمال فى العقل » ؛ « 1 »
دانش دو گونه است : دانشى [ كه در وجود انسان ] سرشته شده و دانشى شنيده شده ( اكتسابى ) و اگر دانش سرشته شده ( كه بدان وسيله دانش به كار گرفته مىشود ) نباشد ، دانش شنيدنى سودى نمىبخشد و هركس [ ارزش و جايگاه ] دانش و حكمت را بشناسد در افزون خواهى آن صبر نتواند . [ بدانيد كه ] زيبايى در زبان [ گويا ] است و كمال [ يافتگى ] در عقل است .
نيز از كتاب امير المؤمنين عليه السّلام نقل كرده است كه حضرت فرمود : به يقين آدمىزاده شبيهترين چيزها به ترازو هست كه كفهء آن به دانش ( و در موردى فرمود : به عقل ) رجحان و برترى مىيابد يا به دليل نادانى كاستى مىگيرد . « 2 »
نيز فرموده است : به هنگام پيش آمدن شبهه ، آهنگ عالمان كن كه راه [ روشن ] و دستاويز [ محكم ] در اختيار دارند . هركس در يافتن راههاى درست [ رسيدن به ] خواستهها به خطا رود چارهجويىها او را كارساز نباشد . انسان آزمند در بند خوارى [ گرفتار ] است و هركس ماندن [ در دنيا ] را دوست بدارد براى رويارويى با بلاها قلبى صبور و مقاوم فراهم آورد ( خويش را آمادهء تحمل سختىها كند ) . « 3 »
امام محمد جواد عليه السّلام از گسترش جهل و فراوانى نادانان و نيز گرفتار بودن عالمان با اين جماعت در رنج بود . از نظر امام عليه السّلام سؤالهاى جاهلانهاى كه نادانان مطرح مىكردند دليل رنجش خاطر عالمان از يك سو و ايجاد اختلاف ميان مردم از ديگر سو بود . وى در اين معنا روايتى از جدش امير المؤمنين عليه السّلام نقل كرده است كه فرمود : « العلماء غرباء لكثرة الجهال بينهم » ؛ « 4 »
به دليل فراوانى جاهلان ، عالمان غريب و تنها هستند .
هامش
( 1 ) . همانجا .
( 2 ) . همان / 275 .
( 3 ) . همان / 278 .
( 4 ) . همانجا .