بخش نخست امام محمد جواد عليه السّلام و تقاضاهاى عمومى گسترهء اسلامى
اين بخش در چند مبحث بررسى مىشود :
1 . اهل بيت عليهم السّلام و رهبرى الهى
شخصيت علمى و گوهر والاى حضرت على بن موسى الرضا عليه السّلام براى همگان روشن شده بود و عامهء مردم او را با ويژگىهاى و الا مىشناختند . از اين رو در دل و جان تمام افراد جامعه جاى گرفته و انديشه و جان همگان را جذب خويش كرده بود و اين وضعيت براى مأمون سخت مىنمود . اين بود كه مأمون بر آن شد تا از قدر و منزلت آن حضرت نزد دوستداران اهل بيت عليهم السّلام بكاهد و عشق و علاقهمندى به او را از دل آنان بزدايد . چون در رسيدن به هدف ناكام ماند ، بر آن شد تا راهى بيابد و از آن طريق امام رضا عليه السّلام را از ميان بردارد و بدين ترتيب از حضور فعال امام عليه السّلام در گسترهء اسلامى رهايى يابد . او راه ديگرى جز اين نمىيافت ، چرا كه اگر مىخواست به امام عليه السّلام اجازهء بازگشت به مدينه بدهد ، آن حضرت با آن شهرت و درخشش شخصيتى كه به دست آورده بود ، حكومت مأمون و در نهايت سلطهء خاندان عباسى را از بين مىبرد . از ديگر سو ماندن امام عليه السّلام در مركز خلافت كمخطرتر از بازگرداندن او به مدينه نبود و همان تأثير را بر سلطنت مأمون مىگذارد و خط الهى امامت را