تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
شانزده سال از سقوط دولت امويان و پيدايش و تأسيس دولت عباسيان گذشته بود و در شرايطى كه دامنهء پيروى از اهل‌بيت و اعلام دوستى نسبت به آنان گسترش يافته ، مفاهيم مكتب آنان در انديشه و باور بخش اعظم مسلمانان ريشه دوانده و مهرورزى متقابل ميان خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و جامعهء مسلمانان حاكم بود ، امام رضا عليه السّلام چشم به جهان گشود . اين برداشت ، در حد پندار نيست ، بلكه گفت‌وگوى امام كاظم عليه السّلام و هارون الرشيد به آن تصريح دارد . زمانى كه هارون الرشيد به امام كاظم عليه السّلام گفت : « تويى كه مردم به‌طور پنهانى با تو بيعت مىكنند ؟ » امام عليه السّلام پاسخ داد : من امام [ و حاكم ] بر دل‌ها هستم و تو حاكم بر تن‌ها هستى . « 1 » نگاه‌ها به نوزادى دوخته شده بود كه بايد در دامان دانش ، فضايل و والايىها پرورش يابد تا جايگاهى سترگ در حركت اسلامى داشته باشد و اين نوزاد ، « على بن موسى الرضا عليه السّلام » بود . او اندامى كامل و بدون كاستى داشت و بسيار شير مىنوشيد . مادرش در اين مورد مىگفت : « دايه‌اى به يارىام بياوريد . از او پرسيده شد : آيا شير [ ت ] كاستى يافته ؟ او گفت : دروغ نمىگويم . به خدا سوگند ، شير كاهش نيافته ، اما از آن هنگام كه او ( امام رضا عليه السّلام ) زاده شده ، نماز و دعاى من كاستى يافته است » . « 2 » امام رضا عليه السّلام در سايه‌سار والايىها و افتخارات باليد و همانند پدرش امام كاظم عليه السّلام و نياكان ارجمندش آينهء تمام‌نماى ارزش‌هاى نيكو بود كه از درياى
هامش
( 1 ) . الصواعق المحرقة / 309 . ( 2 ) . عيون اخبار الرضا 1 / 24 .