5 . گفتوگو با ارباب مذاهب اسلامى
وقتى امام رضا عليه السّلام به مجلس مأمون رفت . در اين مجلس جمعى از عالمان عراق و خراسان حضور داشتند . مأمون به آنان گفت : « مرا از معناى آيهء
« ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا
« 1 » ؛ سپس اين كتاب را به آن بندگان خود كه [ آنان را ] برگزيده بوديم ، به ميراث داديم » آگاه كنيد .
عالمان حاضر گفتند : خداوند همهء امت را اراده كرده است .
مأمون رو به امام عليه السّلام كرد و گفت : اى ابو الحسن ، تو چه مىگويى ؟
امام عليه السّلام فرمود : [ در باب اين آيه و معناى آن ] همانند آنان سخن نمىگويم ، بلكه مىگويم : مراد خداى - تبارك و تعالى - [ از برگزيدگان ، ] عترت پاك پيامبر صلّى اللّه عليه و إله هستند . مأمون پرسيد : چگونه [ و بر چه مبنايى ] عترت را جدايى از امت اراده فرموده است ؟
امام عليه السّلام فرمود : اگر مراد خداوند از « بندگان برگزيده » تمام امت بود بىترديد همگى در بهشت جاى داشتند ، اما حضرتش [ در ادامهء آيه پيشين ] فرموده است :
« فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ
« 2 » ؛ پس برخى از آنان بر خود ستمكارند و برخى از ايشان ميانهرو ، و برخى از آنان در كارهاى نيك به فرمان خدا پيشگام هستند » .
آنگاه و در آيه بعدى ايشان را در بهشت [ و در شمار بهشتيان ] قرار داده ، مىفرمايد :
« جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها
« 3 » ؛ [ در ] بهشتهاى هميشگى [ كه ] به آنها در خواهند آمد » . بنابراين ارث ياد شده در قرآن ، تنها به « عترت » مىرسد و نه ديگران .
هامش
( 1 ) . فاطر / 32 .
( 2 ) . فاطر / 32 .
( 3 ) . فاطر / 33 .