مسلمانان و يكى از امامان ايشان است . « ابو الفتح » شاعر بلند آوازه ، او را با لقب « سيد » چنين ستوده است : « من غلام آن سيد ارجمند و گرامى هستم ؛ و هرجا كه باشم درودهايم نثار او باد .
و چون غلام چنين انسان ارجمند و بزرگ باشم ؛ پس آزادهام و روزگار ، غلام و برده من است » . « 1 »
ه ) امام كاظم عليه السّلام را « الوفّى » ( وفاكنندهء به عهد ) مىخواندند ، زيرا پاىبندترين مردم روزگار خود به عهد و وفاى به آن بود . حضرت نسبت به برادران و شيعيان وفادار و نيكوكار بود و فراتر از آن ، نسبت به دشمنان و آنان كه به حضرت كينه مىورزيدند نيز نيكى روا مىداشت .
و ) ديگر لقب امام « امين » بود . اين واژه با تمام مفاهيم آن در شخصيت سترگ آن امام تجسم يافته بود . او در امور دين و احكام شريعت و نيز در امور مسلمانان امين بود و همانند جد گرامىاش حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله كه امين مردم بود ، مورد اعتماد مردم قرار گرفت .
ز ) از ديگر القاب آن حضرت « كاظم » است . از آن جهت او را كاظم خواندند كه در برابر ستم و جور ظالمان ، خشم خود را فرو خورده ، هرگز نزد كسى لب به شكايت نگشوده ، بلكه در برابر اين ستمها خداى بزرگ را شكر و ثنا مىگفت و سرانجام به دست همين ستمگران و در سياهچالهاى زندان به زهر جفا شهيد شد . « ابن اثير » دربارهء وجه تسميه آن حضرت به كاظم مىگويد :
هامش
( 1 ) . همان / 113أنا للسيد الشريف غلام * حيثما كنت فليبلغ سلامي
و إذا كنت للشريف غلاما * فأنا الحر و الزمان غلامي