نكاتى از سيره و تاريخ حيات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله
1 . « ابن طاووس » در كتاب الطرف خود به نقل از كتاب الوصيهء شيخ عيسى بن مستفاد ضريه » از موسى بن جعفر عليه السّلام از پدرش امام جعفر صادق عليه السّلام آورده است كه فرمود :
چون رحلت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نزديك شد ، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله انصار را خواست و فرمود : اى جماعت انصار ، وقت جدايى فرا رسيده است و من خوانده شدهام و بايد پاسخ بدهم .
شما نيكو مجاورى بوديد و حق مجاورت را به جاى آورديد ، يارى كرديد و نيكو ياورانى بوديد ، با اموال خود همدلى كرديد ، جماعت مسلمانان را فزونى داديد و خون خود را براى خدا فدا كرديد و [ بدانيد كه ] بابت اين كارها خداوند به شما پاداشى كامل خواهد داد . حال يك مورد [ كه دو اصل است ] مانده كه تماميت يافتن كارها بدان بستگى دارد و اين ، اصل و تمام كار است و من ميان آن دو به اندازهء تار مويى جدايى و تفاوت نمىبينم . هر كس يكى از آن را پذيرفته و ديگرى را وانهد ، منكر نخستين اصل آن بوده و خداوند [ در برابر اين انكار او ، او را كيفر خواهد كرد و ] بدل جايگزينى از او نخواهد پذيرفت .
انصار گفتند : اى رسول خدا ، آن دو را چگونه بشناسيم ؟ مبادا - اى رسول خدا - آنها را از ما دريغ كنى كه در اين صورت گمراه شده ، از آيين اسلام باز خواهيم ماند [ و در وادى ارتداد گم خواهيد شد ] ، چرا كه نعمت اسلام موهبتى است كه از خداوند و رسول او به ما رسيده و او به وسيلهء تو ما را از تباهى و هلاكت وا رهانيده است ، تو ابلاغ رسالت و خيرخواهى كردى و نسبت به ما مهربان بودى و بر ما دل سوزاندى .