5 . اى هشام ، سپس آنان را كه كيفر حضرتش را نشناخته [ و نسبت به آن ] تعقل نمىكنند ترسانده ، مىفرمايد : « سپس ديگران را هلاك كرديم . و در حقيقت ، شما بر آنان صبحگاهان و شامگاهان مىگذريد ، آيا به فكر فرو نمىرويد » .
6 . اى هشام ، آنگاه روشن كرد كه خرد ، همراه علم است ، چنانكه مىفرمايد : « و اين مثلها را براى مردم مىزنيم و جز دانشوران ، آنها را در نيابند » .
7 . اى هشام : آنگاه خداوند آنان را كه خرد نمىورزند نكوهش كرده ، مىفرمايد : « و چون به آنان گفته شود : از آنچه خدا نازل كرده است پيروى كنيد ، مىگويند : [ نه ، ] بلكه از چيزى كه پدران خود را بر آن يافتهايم ، پيروى مىكنيم . آيا هرچند پدرانشان چيزى را درك نمىكرده و به راه صواب نمىرفتهاند [ باز هم در خور پيروى هستند ] ؟ » و نيز فرموده است : « قطعا بدترين جنبندگان نزد خدا ، كران و لالانىاند كه نمىانديشند » و در جاى ديگر مىفرمايد : « و اگر از آنها بپرسى ، چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است ؟ مسلّما خواهند گفت : خدا . بگو : ستايش از آن خداست ، ولى بيشترشان نمىدانند » .
8 . سپس كثرت را نكوهش كرده ، مىفرمايد : « و اگر از بيشتر كسانى كه در زمين مىباشند پيروى كنى ، تو را از راه خدا گمراه مىكنند » و نيز فرموده است : « ولى بيشتر آنان نمىدانند » و « بيشتر آنان نمىتوانند حدس بزنند » .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 249
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٤٩