هارون گفت : هيهاتهيهات [ اين سخنها بهانه است ] . من مىدانم كه موسى بن جعفر تو را به چنين اقدامى برانگيخته است .
صفوان گفت : مرا چه به موسى بن جعفر ؟
هارون گفت : اين بهانه و عذر را واگذار . به خدا سوگند ، اگر به جهت همنشينى خوب و پسنديدهء تو نبود ، تو را مىكشتم » . « 1 »
دوم : تأكيد بر پايبندى به اصل « تقيه »
از ديگر مواردى كه امام كاظم عليه السّلام در پرورش فكرى و روحى شيعيان خود سخت بر آن تأكيد داشت و آن را با اهميت مىشمرد ، مسألهء « تقيه » بود ، چرا كه اين اصل ، به عنوان دژى مستحكم از كيان شيعه حفاظت كرده ، آن را از گزند ضربات و تهاجم خارجى ايمنى مىبخشيد .
« معمّر بن خلّاد » مىگويد : از ابو الحسن موسى عليه السّلام دربارهء كار براى واليان پرسيدم ، او گفت : ابو جعفر ( امام باقر « ع » ) گفت : التقية ديني و دين آبائي ، و لا إيمان لمن لا تقية له ؛ تقيه آيين من و آيين پدران من است و هركه [ در جايى كه بايد ] تقيّه نكند ايمان ندارد . « 2 »
« درست بن ابى منصور » مىگويد : « در محضر ابو الحسن موسى عليه السّلام بودم . « كميت بن زيد » نيز حضور داشت . امام عليه السّلام به او فرمود : تويى كه سرودهاى :
هامش
( 1 ) . رجال نجاشى / 198 ش 525 . صفوان را از آنرو « اسدى » مىخوانند كه همپيمان « بنى اسد » ساكن كوفه بود ( نك : اختيار معرفة الرجال / 440 حديث 828 ) .
( 2 ) . وسائل الشيعه 16 / 204 حديث 21359 ب 24 كتاب الأمر و النهي .